تاریخ : 1398/12/27 17:46
شناسه : 240174


شاخه سبز به قلم زهرا جلوداریان - بهارغم را آب دادی /
فریاد ریشه را درسیاهی فضا روشن کردی/ 
برتب شکوفه شبیخون زدی ،باغبان هول انگیز/ 
وچه ازاین گویاتر،خوشه شک پروردی /"سهراب سپهری"

چه سخت است درخانه دوست بودن اما درب به روی دشمن گشودن وخوشه شک پروردن که حال دوست هستیم یا دشمن ؟ 

شهر پرشد از فریاد سنگین سکوت و انگار هیچ چشمی حجله ها را نمی بیند انگاررفتن پرستاران و کارمندان بانک و...را حس نمی کنیم .

گوش ها از زرق وبرق زمانه کرشده اند پزشکان وپرستاران از جنس شکوفه ها و اما امید جامعه هستند تا به بار بنشینند نه اینگونه اسیرباد خزان بی احتیاطی من وتوشوند اما دیگر نمی توان سکوت کرد خرید نقل ونبات شادی برای چیست ؟ کدام نوروزشاید همان نوروزایرانی که رساترین پیامش دیدن خوشحالی همنوع توست پس چرا پرشدن بیمارستان های شهر را حس نمی کنیم چرا حجله های روشن سرهرمحله را نمی بینیم که حتی نمی توانند مجلس عزا بگیرند وحال این ضرب المثل معروف که عزای دور همی، عروسی است دراین شرایط معنا پیدا می کند و اما چه روزگارسختی براین خانواده های عزیزازدست رفته می گذرد واین بارغم سخت وسنگین را به تنهایی بردوش می کشند وما ،درخیابان ها به دنبال شال وروسری و کت وشلوارهستیم .

روزگار عجیبی است نمی دانم در شهرچه خبراست ؟امروز فلانی فوت شد علت فوت ،کرونا بوده است، وای ،خدا بیامرزد وپس ازچند دقیقه فراموش می کنیم ودر بازارمشغول خرید آجیل نوروزمی شویم وهیچ نمی دانیم که اگرشاید درخانه می ماندیم همسایه مان فوت نمی کرد می شنویم در بیمارستان شهرپرستاران و پزشکان چند شیفت سرکارهستند حتی برخی چندین روز در بیمارستان می مانند و گاهی هم بدون اینکه خانواده خود را ببیند جان می دهد وما برای جشن عید، شیرینی ولباس  تهیه می کنیم وباهمین سرخوشی ویروس کرونا را منتقل می کنیم و برای بیمارستان و پرسنل اینگونه عیدی می فرستیم ؟

آیا این صدای انسانیت درون است ؟ آیا لبخندی رسا تر از ویروس کرونا دیده بودیم که یادآورشعرزیبای فردوسی این شاعرایران زمین است . 
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند         که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به‌درد آورَد روزگار    دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی    نشاید که نامت نهند آدمی

 ودر پایان ،هم  وطن درخانه بمان



انتهای پیام /

پاسخی بگذارید