تاریخ : 1399/10/17 13:03
شناسه : 398669


حسنا مهرنوروزي- معتقدم هيچ تغيير و تحولي مثبتي  در زندگي ادم ها اتفاقي نيست. کسي که در دامنه کوه هاي سبلان رشد کرده باشد از چشمه هاي پاک و زلال آنجا سيراب شده باشد روحيه اش با شهر کويري قم سازگار نيست مگر اينکه دست روزگار براي او سرنوشت ديگري را رقم زده باشد درست مثل قاسم قطاري کارآفرين نمونه قم که با تفکر زيبا و انساني خودش فرشته نجاتي شده است براي هم نوعانش که از همه جا بريده دستشان به جايي بند نيست . ديدن اين فرشته هاي زميني کارآفرين خوب است کساني که براي آسايش ديگران براي بهبود وضعيت زندگي ديگران از خود مايه مي گذارند انسان هاي محترمي که نجيبندو بي ادعا. شاخه سبز  گفتگويي را با اين کار آفرين انجام داده است که خواندنش خالي از لطف نيست.


در ابتدا کمي از خودتان بگوييد؟


قاسم قطاري هستم متولد 7دي ماه 1366. اصالتا اردبيلي هستم که دهه  70 به قم مهاجرت کرديم پيشه خانوادگي من شيشه بري بود من هم اين شغل  را ادامه دادم . مدت زيادي در اين پبشه اجدادي فعاليت مي کردهام اما به دنبال ارتقا اين حرفه بودم بنا براين به فکر توليد افتادم اينکه مي توانيم در  حفظ اين شغل در بخش توليد هم فعاليت کنيم . به همين علت آمديم شغل شيشه بري را اينگونه تغيير داديم که  آينه هاي روشويي را درست کرديم  که شرکت ما  سال 96به نام «خورشيد صنايع شيشه سبلان» با شماره 14991به ثبت رسيد که خوشبختانه به خوبي توانستيم بازاريابي کنيم و موفق شويم. من چند سالي به عنوان فرمانده بسيج اصناف قم فعاليت مي کردم و همچنين طراح و برنامه ريز سه شرکت توليدي را نيز در تجربه هاي کاريم دارم. مجتمع کار آفريني جديد را با نام خورشيد صنايع سبلان آغاز کرديم .


شما سال 93 به عنوان کار افرين جوان و نمونه استان معرفي شديد و هم اکنون يکي از کار افرينان خوب استان ما هستيد.سوال من و شايد هم خيلي از مخاطب ها اين باشد که چرا کار آفريني را اننخاب کرديد؟


اين را همه کساني که در حوزه توليد و کار آفريني از نزديک دستي بر آتش دارند ميدانند که گاه پيج و خم هاي اداري يا به قول معروف بروکراسي اداري چقدر ملال آور است اما ما ايرانيها از فرهنگ غني ايراني- اسلامي برخورداريم  يکي سيره اهل بيت و آموزه هاي کتاب آسماني ماست و ديگري ادبيات فاخر ما که من هردو را به گنج بي پايان تشبيه مي کنم . چرا من به کار آفريني رو آوردم. در همان مقطع ابتدايي ما شعرهايي از بوستان و گلستان سعدي داشتيم و ملک الشعراي بهار داشتيم . «رنج و گنج» برو کار کن مگو چيست کار/ که سرمايه جاوداني  ست کار. يا همان شعر سعدي که اين بيت مد نظرم هست  زديوار محراب آمد به گوش / بگير اي جوان دست درويش پير نه خود را بيافکن که دستم بگير. يا همه شعر دو برادر گلستان سعدي که در من بسيار تاثير گذار بود، اما در مورد ائمه وپيامبر و کتاب آسماني که واقعا انسان ساز هستند ؛ خداوند در سوره اسرا مي فرمايد « احسنتم احستنم لانفسکم: اگر خوبي کنيد به خودتان خوبي کرده ايد » راز اين آيه اين است اگر بدي کنيم  هم به خودمان بدي کرده ايم. پس در اين کار افريني خيري هم براي من هست و خواهد بود. شاهد مثال ديگرما به سمت کار افريني سوق داد همان حديث پيامر ماست که فرمود همه ما در برابر يکديگر مسئول هستيم پس تکيلف من روشن است من نمي توانم نسبت به همنوع خودم بي توجه باشم خودم ماشين آنچناني سوار شوم اما شاهد باشم که جوان مردم از بيکاري به فساد مي افتد. يا همان حديث امام حسين عليه سلام که فرموده است: مسلمان نيست کسي که سر به بالين بگذارد و از احوال برادر ديني اش بي اطلاع باشد اين ها تکليف من و همه را روشن مي کند.


 بفرماييد چرا به سمت کار آفريني روستايي رفتيد؟


من معتقدم شهر روزمه مشخصي دارد اين روستا است که بايد به آن توجه شود معتقدم نبايد فرهنگ روستا توسط شهر بلعيده و يا هضم شود اين درست نيست که  تمام امکانات رفاهي در شهر متمرکز کنيم و انتظار داشته باشيم جوان روستايي به شهر مهاجرت نکند. متاسفانه مهاجرت روستاييان به شهر آسيب هاي خودش را دارد. من اطلاع دارم بسياري از روستاها جوانانش که براي پيدا کردن شغل به شهرهاي دور رفته اند خودش تبديل به يک معضل بزرگ شده است. اما دليل اصلي که مرا به سمت کار آفريني روستايي هدايت کرد مرگ دوتن از آشنايان روستايي من بود که وقتي با موتورسيکلت براي به محل کار در جاده روستا به شهر تصادف کردند و جانشان را از دست دادند. مدتها بود که اين موضوع مرا ناراحت کرد هر دو جوان بودند. اين ماجرا باعث شد به اين فکر کنم که چرا ما کارو کارخانه را به روستا نبريم چرا براي جوانان روستا در همان محل زندگي آنها اين فرصت اشتغال را برايشان فراهم نکنيم. بنابراين به اين سمت حرکت کردم و سختي هايش را به جان خريدم


از پروژه کارآفريني خودتان در روستاي نويس بگوييد با چه ميزان سرمايه اي شروع کرديدو در چه مرحله اي هستيد؟


وقتي قرار شد در کار آفريني روستايي سرمايهگذاري کنيم خيلي تحقيقات ميداني انجام دادم هدف اين بود که چند روستاي يکپارچه نزديک بهم پيدا کنيم و در يکي از آن روستاها مجتمع را بسازيم . با تحقيقات زياد روستاي نويس را انتخاب کرديم .سال 96 زمين را خريداري کرديم .هم اکنون مجتمع  توليدي را در دست ساخت دارم که  85درصد پيشرفت فيزيکي داشته و تلاش مي کنيم فاز اول را بهمن ماه افتتاح کنيم.  اين ساختمان شامل چهار بخش  است سالن توليد آينه هاي  روشويي سالن صنايع دستي، سالن توليدپلاستيکهاي بهداشتي ويکبارمصرف و استراحت گاه ومطبخ پرسنل.


  با ساخت اين مجتمع به طور مستقيم و غير مستقيم براي دويست نفر فرصت شغلي ايجاد مي کند.تا کنون دو ميلياردو نيم هزينه شده است و حتي يک ريال هم تسهيلات نگرفته ايم اما براي ادامه کار به تسهيلات نياز داريم.  در دو طبقه نيم  بنا شده است اين زمين را با کمک دهيار روستا خريداري کرديم.


از برنامه هاي آینده   بگوييد؟


دراين مجتمع همه کساني که هنر توليد دارند از صنايع دستي گرفته تا کارهاي صنعتي ديگر مي توانند دراين مجتمع جذب شده و فعاليت کنند. بدون آنکه نگران مواد اوليه و فروش باشند همه  اين موارد بر عهده مسئول مجتمع است.  چون معتقد هستم وظيفه هنرمند و يا توليد کننده توليد مباحث فروش بخش تخصصي تر است که بايد توسط بازار باياب هاي مجربي انجام شود. معتقد هستم يک توليد کننده خوب لزوما يک بازار ياب خوب نيست اين دو حرفه از هم جداست بايد زحمت بازار يابي را  از دوش توليد کننده برداشت.


از مسئولان چه انتظاري داريد؟


راستش توليد کنندگان و کار افرينان با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم مي کنند زماني مرزهاي اين کشور در معرض تهديد دشمنان بود سرباز مسلح نياز بود که به مرزها برود و از کيان کشورش دفاع کند.امروز ما مشکل اقتصادي داريم. بيکاري، جوانان را رنج مي دهد امروز نياز واقعي جامعه کار آفريني است در زمان دفاع مقدس پشت جبهه همه بسيج مي شدند تا از سرباز خط مقدم حمايت کنند امروز توليد کننده همان سرباز خط مقدم است و قانون هاي دستوپاگير بزرگترين مشکل سربازان است، اين جنگ است. ببيند نقشه عمليات و راه توسط رهبري براي ما ترسيم شده است، حمايت از توليد ملي ، اقتصاد مقاومتي، رونق توليد و جهش توليد. پس نقشه گويا و راه مشخص . اين چيزي که نياز است پشتيباني همه جانبه از سربازان خط مقدم است، ما به حمايت مادي و معنوي مسئولان نيازداريم. الان درموضوع همين پروژه چون موضوع صنايع دستي است در تربيت نيروي هنرمند به حمايت ميراث فرهنگي قم نياز داريم. اگر بخواهيم تمام پروژه را راه اندازي کنيم به 5ميليارد اعتبار لازم داريم که قطعا بايد تسهيلات بانکي دريافت کنيم. شروع کار به ما گفتن براي تسهيلات بانکي اسناد و وثيقه  روستايي کافي است اما وقتي به بانک مراجعه کردم  گفتن چنين قانوني نداريم اين خودش يک مانع بزرگ است که بايد برطرف شود.


کلام پاياني؟


بزرگترين مشکل توليد کننده ها عدم مديريت درست واردات است اين  ضربه بسيار بزرگي به توليد کننده داخلي وارد کرده است همان نقشه راه که گفتم اگر مديريت درستي در بخش واردات نباشد توليد کنده اي داخلي بسيار آسيب مي بيند من قول مي دهم چنين پروژه اي را در تمام روستاهاي قم ايجاد کنم به شرط اينکه واردات مديريت شود. اين همزمان با توليد کارگاه هاي روستاي جنس مشابه اش از خارج کشور وارد نشود. من خبر دارم از اوضاع يک توليد کننده بزرگ را در شهرک شکوهيه که با وارد کردن کالاي مشابه او کارخانه اش در آستانه ورشکستگي است . اگر قرار است حمايتي صورت گيرد مديريت واردات به نوعي حمايت از توليد کنندگان داخلي است واينکه به لطف خدا مجتمع کارگاه توليدي ما  بهمن ماه افتتاح مي شود که اميدوارم مسئولان استاني با حضور خود  در مراسم افتتاحيه مايه دلگرمي ما شوند.


انتهای پیام /

پاسخی بگذارید