روزهای انتظار تا ولادت منجی _۴
گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/13 19:51
شناسه : 412386
هدی سادات چاوشی 

در جهان پیچیدۀ پیچیدگی‌های امروزۀ انسان‌ها، که اضطراب‌های فردی و جمعی، همچون مهِ غلیظی و حتا برف انبوه و یخ‌زده، فضای ذهن و قلب و وجودِ انسان معاصر را فراگرفته، جست‌وجو برای یافتن پناهگاهی امن برای روح، به نیازی اساسی بدل شده است. در این میان، آموزه‌های دینی و به‌ویژه دریافت صحیح مفهوم «انتظار فرج» و «امید به گشایش و ظهور منجی»، نه‌تنها یک باور کلامی نمی‌باشد؛ بلکه بسان قلب و مغز و یک سازه‌ قدرتمند و شفابخشِ روانی است که می‌تواند کارکردی درمانگرانه در زندگی فردی و اجتماعی ایفا کند. اما این شفابخشی چگونه محقق می‌شود؟
یکی از عمیق‌ترین رنج‌های بشری، «پوچی» و بی‌معنایی است. و انتظار فرج، به دشواری‌های زندگی و حتا ظلم‌های تاریخی، معنایی فراتر می‌بخشد. بدین گستره معنایی که، این نگرش، فرد را از وضعیت قربانیِ منفعل به ایستاده مقاوم تبدیل می‌کند که درد امروز را نه نهایی، بلکه مقدمه‌ای بر فرجی بزرگ می‌بیند. این حس معنا، قوی‌ترین سپر در برابر یأس و افسردگی است. افراد و اشخاصی چون ویکتور فرانکل، بر «اراده‌ معطوف به معنا» به‌عنوان نیروی محرکه‌ بقا تأکید کرده‌اند.
همچنین انتظارِ برای آینده‌ای روشن، امید به تغییر مثبت را در فرد زنده نگه می‌دارد. برخی می‌گویند و معترف‌اند که امید، از دو جزء کلیدی تشکیل می‌شود که شامل؛ «خواستن» (هدف) و «راه‌یافتن» (ایده‌ها برای رسیدن به هدف) می‌باشد. که مقوله انتظار فرج، یک هدف غایی و معتبر ارائه می‌دهد و مسیر حرکت به‌سوی آن‌را نیز مبتنی بر اصلاح فردی و اجتماعی ترسیم می‌کند. این چارچوب، تاب‌آوری فرد را در مواجهه با شکست‌های مقطعی به شدت افزایش می‌دهد. که تاب‌آوری (Resilience) یعنی توانایی عبور از بحران‌ها و حتا رشدکردن از دل آن‌ها.
انتظار فعال، به اضطراب ناشی از ترس از آینده، عدم کنترل بر سرنوشت جمعی و احساس درماندگی در برابر شرورها و شرارت‌ها، پاسخ می‌گوید. اولاً، با باور به حکمتی برتر که بر جهان نظارت دارد، بار مسئولیت مطلق از دوش فرد برداشته می‌شود. ثانیاً، این انتظار، فرد را در چارچوب تاریخ و در جریانی رو به تکامل قرار می‌دهد و به او اطمینان می‌بخشد که تلاش‌های نیک او هرچند کوچک، در مسیری بزرگ و پیروزمندانه گم نخواهد شد. که یکی از مضامین اصلی روان‌شناسی اگزیستانسیال است.
افراد از نظر منبع کنترل به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ آنان‌که کنترل رویدادهای زندگی را به عوامل بیرونی چون شانس، سرنوشت و خصوصا دیگران نسبت می‌دهند و آنان‌که منبع کنترل را درونی می‌دانند و خود را مسئول و توانمند می‌بینند. انتظار فعال و صحیح، به وضوح بر مسئولیت‌پذیری فردی تأکید دارد و تصریح می‌دارد («آنچنان باش که آرزویش را برای حاکم جامعه داری»). این نگرش، منبع کنترل را درونی می‌سازد و فرد را از حالت انفعال و سرزنش بیرون، به‌سوی اقدام و خودکارآمدی سوق می‌دهد که از پایه‌های سلامت روان است.
البته بحران تنهایی و گسست اجتماعی نیز، از بلاهای جهان مدرن است. که انتظار یک آرمان مشترک جهانی، حس تعلق به جامعه‌ای بزرگ‌تر را ایجاد می‌کند. در اینجاست که فرد احساس می‌کند جزئی از شبکه‌ عظیمی از انسان‌های امیدوار و در حال تلاش است. این حس تعلق و داشتن آرمان جمعی، یکی از قوی‌ترین عوامل ایجاد رضایت از زندگی و کاهش احساس پوچی است.
بنابراین انتظار فرج، زمانی شفابخش است که از حالت یک عقیده‌ انتزاعی و منفعل به یک چارچوب روان‌شناختی فعال تبدیل شود. چرا که این چارچوب به فرد می‌آموزاند که؛ بر معناسازی از رنج‌ها تمرکز کند، و با هدفمندی، تاب‌آوری خود را افزایش دهد، و اضطراب وجودی را با تکیه بر حکمت کلان هستی مدیریت کند، و مسئولیت زندگی و نقش خود در جامعه را بپذیرد و در نهایت در پیوند با آرمانی جمعی، از انزوای خودخواسته بیرون آید در هر نقطه از جهان پیچیدۀ بی‌کران.
به بیان ساده، انتظارِ درست، واکسنی روانی در برابر عفونت یأس و پوچی است. فرد منتظر، نه رؤیاپردازی منفعل، بلکه سربازی مقاوم و امیدوار در جبهه‌ زندگی است که می‌داند نبرد نهایی، به نفع آرمان‌های انسانی و عدالت به پایان خواهد رسید. و این دانستن، به تنهایی، قدرتمندترین درمانِ زخم‌های روح زمانه است.
او(فرد منتظر) می‌داند که در همه جا خدا و رسول خدا و ائمّه‌‌اطهار علیهم‌السّلام و امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف عمل و کردار و رفتار و گفتار او را، در هر حالی که باشند می‌بینند و احاطه دارند و به این امر باور دارد؛ چرا که خداوندمتعال در قرآن‌کریم می‌فرماید: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی الله عَمَلَکمْ وَ رَسُولُهُ وَالْمُؤمنُونَ»،
بنابراین اصل نیز، باور دارد که قطب عالم امکان نیز در عالم وجود دارد و باور دارد که همانطور که به قلب و مغز، همه اخبار و اطلاعات بدن مخابره می‌شود؛ سیستم جهانی نیز دارای یک قلب است از این رو در می‌یابد مفهوم این عبارت را که می‌فرماید «لا یشغُلُه شأن عَن شَأنٍ» و صرفا توجه خود را به درستیِ پندار و رفتار و گفتار و کردار خویش می‌نهد و اینجاست که تابع و مطیع او شده و پایبند به سلامتی داشتن مسرت‌بخش خواهد شد و شفابخشی صورت می‌پذیرد.

پاسخی بگذارید