گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/08/26 10:17
شناسه : 412105
محمدحسین قربانی زواره
انسان، فرزند انقلاب‌هاست. هر انقلاب همچون ضربه‌ای سهمگین بر ‏دیوارهای کهنهٔ تاریخ، جهان را از نو ساخته است. نخستین انقلاب، ‏کشاورزی بود؛ لحظه‌ای که بشر از کوچ‌نشینی و پراکندگی رها شد و ‏در قبیله‌ها و روستاها سکونت گزید. این تحول، انسان را از جمعی ‏پراکنده به جامعه‌ای سازمان‌یافته بدل کرد. دومین انقلاب، صنعتی بود؛ ‏انفجاری از ماشین‌آلات، وسایل نقلیه و رسانه‌ها که نه‌تنها زندگی ‏روزمره را آسان‌تر ساخت، بلکه جهان را بازآرایی کرد. شهرها زاده ‏شدند، دولت–ملت‌ها شکل گرفتند، و نظم مدرن بر زمین حاکم شد. ‏
اکنون سومین انقلاب در برابر ماست: انقلاب دیجیتال. ما در آستانهٔ آن ‏ایستاده‌ایم، آغازش را لمس می‌کنیم، اما پایانش را نمی‌توانیم تصور ‏کنیم. این انقلاب، نه‌تنها ابزارها، بلکه بنیان‌های اندیشه، ارتباط و ‏ساختارهای اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت. جهان دیگر محدود به ‏مرزها و فاصله‌ها نیست؛ جهانی «مسطح» در برابر مااست، جایی که ‏اندیشه‌ها و فرهنگ‌ها در لحظه به هم می‌پیوندند. داده‌های اندک دیروز، ‏امروز به انفجاری از اطلاعات بدل شده‌اند. رسانه‌های سنتی فرو ‏ریخته‌اند و میدان بی‌پایان رسانه‌های اجتماعی، قدرت را به دست ‏همگان سپرده است.  ‏
اینترنت اشیا و اینترنت همه‌چیز، جهان را به اکوسیستمی هوشمند بدل ‏کرده‌اند؛ جایی که انسان‌ها، اشیاء و داده‌ها در شبکه‌ای عظیم تنیده ‏شده‌اند. این انقلاب، ما را به جهانی تازه فرا می‌خواند؛ جهانی که دیگر ‏تنها آینده نیست، بلکه اکنون در برابر چشمان ما می‌تپد. اما این تنها ‏روایت سه انقلاب بزرگ نیست. بنیان‌گذار مجمع جهانی اقتصاد، ‏کلاوس شواب، از مفهومی تازه سخن گفت: «انقلاب صنعتی چهارم». ‏او این انقلاب را به‌عنوان لحظه‌ای توصیف می‌کند که مرزهای میان ‏جهان فیزیکی، دیجیتال و زیستی محو می‌شوند. اگر موتور بخار، ‏انقلاب نخست را آغاز کرد و برق، انقلاب دوم را به حرکت درآورد؛ ‏اگر رایانه‌های شخصی و اینترنت، انقلاب سوم را رقم زدند؛ اکنون ‏انقلاب چهارم آمده است تا همهٔ این حوزه‌ها را در هم بیامیزد.  ‏
این انقلاب، نه‌تنها صنایع و فناوری‌ها را دگرگون می‌کند، بلکه خودِ ‏انسان را به چالش می‌کشد. مرز میان بدن و ماشین، میان ذهن و ‏الگوریتم، میان زیست و داده، در حال فرو ریختن است. آینده‌ای که ‏پیش رو داریم، دیگر صرفاً ادامهٔ گذشته نیست؛ آینده‌ای است که باید ‏آن را بازآفرینی کنیم. تصور کنید جهانی که در آن اشیاء با یکدیگر ‏سخن می‌گویند، داده‌ها به موجودات زنده بدل می‌شوند، و انسان‌ها در ‏شبکه‌ای بی‌پایان تنیده می‌شوند. در چنین جهانی، قدرت دیگر در دست ‏دولت‌ها یا شرکت‌ها نیست؛ قدرت در دست شبکه‌هاست، در دست ‏جریان‌های بی‌پایان اطلاعات.  ‏
این یادداشت، دعوتی است به اندیشیدن؛ به شکستن عادت‌ها و به ‏بازتعریف مفاهیم. آیا دموکراسی در جهانی بی‌مرز معنا خواهد داشت؟ ‏آیا هویت فردی در میان داده‌های بی‌پایان محو می‌شود یا بازتعریف ‏خواهد شد؟ آیا آزادی، در عصر الگوریتم‌ها، به اوج خواهد رسید یا در ‏قفس‌های دیجیتال زندانی خواهد شد؟  ‏
در آخر،ما در لحظه‌ای ایستاده‌ایم که تاریخ را می‌نویسد. انقلاب چهارم، ‏همچون طوفانی است که می‌تواند آزادی را گسترش دهد یا سلطه‌ای ‏نوین در جامعه بشری بنا کند. اکنون، انتخاب با مااست. آینده، نه ‏تقدیر، بلکه میدان نبردی است میان خلاقیت و کنترل، میان آزادی و ‏انقیاد. بی شک،تاریخچه آینده هنوز نوشته نشده است. اما ضربان تازه ‏قلب بشریت به آرامی آغاز شده؛ ضربانی که ما را به مشارکت فرا ‏می‌خواند. این نوشته، طوفان فکری است برای ساختن جهانی که در آن ‏انسان ها قربانی فناوری نیستند، بلکه معماران آینده  به شمار می ‏روند.  ‏

پاسخی بگذارید