گروه: سایر / گزارش
تاریخ : 1404/09/8 10:37
شناسه : 412158
زهره مهرنوروزی-در کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی غزه، کودکانی ‏هستند که شب را با شکم گرسنه، اما چشمانی پر از رؤیا به ‏صبح می‌رسانند. نان نیست، شیر نیست، حتی لبخند مادر هم ‏گاهی از فرط اندوه، رنگ می‌بازد. این روزها در غزه، ‏شب‌ها زودتر می‌رسند. نه به‌خاطر غروب خورشید، از بس ‏اجاق‌ها سرد مانده‌اند. در خانه‌هایی که سقف‌شان با ‏چادرهای پاره وصله خورده، کودکانی هستند که صدای ‏جوشیدن قابلمه غذا  را فراموش کرده‌اند.روایتگران غم و ‏مظلومیت کودمان غزه یکی پس از دیگری به شهادت رسیده ‏اند کسی اندوه کودمان را نمی بیند که به تصویر بکشد. جای ‏تاسف دارد مع بگوییم سازمان ملل تماشاگر رسمی گرسنگی ‏کودکان غزه است. ‏

دفتر رسانه‌ای غزه اعلام کرد که بر اساس آمار ارائه شده از ‏سوی رژیم صهیونیستی، دست کم نیمی از مردم غزه در طی ‏روز تقریباً هیچ غذایی دریافت نمی‌کنند.‏
به گزارش خبرگزاری مهر دفتر رسانه‌ای دولت غزه با ‏انتشار گزارشی اعلام کرد که نزدیک به ۴۲ درصد از ‏ساکنان نوار غزه هیچ وعده غذایی در طول روز دریافت ‏نمی‌کنند و ۵۸ درصد باقی‌مانده نیز تنها به یک وعده ‏دسترسی دارند.‏
این گزارش در واکنش به ادعای هماهنگ کننده رژیم ‏صهیونیستی مبنی بر توزیع بیش از یک میلیون وعده غذا ‏در روز تأکید کرد که ارقام منتشر شده از سوی رژیم ‏اشغالگر، اعترافی آشکار به سیاست اعمال شده گرسنگی و ‏کنترل عمدی جریان غذا در غزه است.‏
بر اساس این گزارش، هماهنگ کننده صهیونیست ادعا کرده ‏‏۱.۴ میلیون وعده غذا به صورت روزانه در غزه توزیع ‏می‌شود. لذا با توجه به جمعیت ۲.۴ میلیون نفری غزه، این ‏میزان تنها ۵۸.۳ درصد را پوشش می‌دهد. یعنی ۴۲ درصد ‏جمعیت (حدود یک میلیون نفر) روزانه هیچ غذایی دریافت ‏نمی‌کنند.‏

بر اساس این گزارش دریافت حتی یک وعده غذایی نیز کمتر ‏از حداقل استاندارد لازم برای بقا است. با فرض میانگین ‏‏۴۰۰ گرم برای هر وعده، مجموع غذای وارد شده، ۵۶۰ تن ‏در روز می‌شود، در حالی که نیاز واقعی جمعیت غزه ۲۴۰۰ ‏تا ۲۶۰۰ تن است.‏
دولت غزه تاکید کرد که این ارقام نشان می‌دهد کمتر از یک ‏چهارم نیاز واقعی غذایی وارد غزه می‌شود. این گزارش ‏درباره ادعای توزیع ۳.۵ میلیون قرص نان نیز ابراز داشت ‏که سرانه هر فرد تنها ۱.۴ قرص نان کوچک در روز است؛ ‏میزانی که حتی برای کودکان کافی نیست و نشان دهنده ‏سهمیه‌بندی نان و رسیدن شرایط به آستانه قحطی است.‏
بر اساس این بیانیه، رژیم صهیونیستی اعلام کرده که ۲۷۰ ‏هزار بسته غذایی در یک ماه توزیع شده که تنها برای ۱.۳ ‏میلیون نفر کفایت می‌کند. این ارقام نشان می‌دهد که هر ‏خانواده تنها یک بسته غذایی در ماه دریافت می‌کند که این ‏میزان بسیار پایین‌تر از حداقل نیاز یک ماهه است.‏
دفتر رسانه‌ای دولت غزه تأکید کرده است که این داده‌ها ‏نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی نه تنها به تعهدات انسانی و ‏مفاد آتش‌بس پایبند نیست، بلکه به طور سیستماتیک مانع ‏ورود کمک‌ها می‌شود و سیاست گرسنگی را در غزه تشدید ‏می‌کند.‏
اوج نا کار آمدی سازمان ملل
‏ رضا عادلی کارشناس حقوق بین الملل می گوید: شاید ‏بتوان اوج ناکارایی و بی‌مصرفی این سازمان را در این ‏اواخر نیز در حوادث بعد از 7 اکتبر مشاهده کرد.‏
وی افزود: این سازمان نه تنها نتوانست نقشی در کاهش ‏تنش داشته باشد و ابتکار آتش‌بس را بدست گیرد، بلکه ‏وقتی نمایندۀ رژیم اسرائیل، منشور این سازمان را آتش زد ‏و توهین بزرگ به این سازمان روا داشت، نتوانست حداقل ‏عضویت این رژیم را نیز به حالت تعلیق در آورد. ‏
این کارشناس حقوق بین الملل گفت: چند قطع‌نامۀ نمایشی از ‏سوی مجمع برای آتش‌بس در غزه با غرور تمام از سوی ‏سران صهیونیستی مورد اغماض قرار گرفت. این سازمان ‏حتی نتوانست مانع کمک‌های سخاوت‌مندانه نقدی و ‏تسلیحاتی اروپا و آمریکا برای کشتار فلسطینیان شود. نقش ‏دبیر سازمان نیز فقط در بیانیه‌ها و محکومیت‌های گوناگون ‏و سمبولیک خلاصه شده‌است. ‏
عادلی تصریح کرد: هرچند کارایی سازمان ملل متحد با زیر ‏شاخه‌های سازمانی‌اش، در زمینه‌های غیر سیاسی هم‌چون ‏تجارت، اقتصاد، پول، ترانسپورت بین‌المللی، صحت  ‏
‏ تعلیم و آموزش، امداد رسانی، کمک‌های بشر دوستانه و ‏حفظ آثار باستانی غیر قابل انکار و مورد ستایش است؛ اما ‏پر واضح است که نظم فعلی جهان در سایۀ سیاست-های ‏پنهانی حاکم بر سازمان ملل متحد با وجود شورای امنیت و ‏پنج عضو دایمی این سازمان که بر تمامی امورات بین‌الملل ‏از سیاست تا رسانه و سرمایه چنبره زده‌اند، نظامی بر ‏اساس منافع قدرت‌های استعماری، بی‌عدالتی، نا مساوات و ‏نا متوازن است و دیگر کارایی برای نظم بین‌المللی ندارد.‏
وی معتقد است، اگر در سطح کشورهای جهانی راه‌حلی ‏برای نظم جدید بر اساس عدالت و توازن هم سنجیده نشود، ‏طوفان حوادث جهانی نه تنها، به حیات بی‌رمق سازمان ملل ‏متحد خاتمه خواهد داد؛ بلکه جهان را به یک آشوب بزرگ و ‏جنگ جهانی دیگر خواهد برد و با توجه به هسته‌ای بودن ‏قدرت‌های بزرگ؛ دیگر به مشکل می‌توان روزنه‌ای برای ‏فردای پس از این جنگ بزرگ در افق جهانی مشاهده کرد. ‏از این‌رو؛ نظم جهانی پس از جنگ جهانی سوم در هاله‌ای ‏از ابهام قرار دارد.‏
این کارشناس ارشد حقوق بین الملل اظهارداشت: «سازمان ‏ملل متحد» متعاقب ناکارایی «جامعۀ ملل» در پیش‌گیری از ‏جنگ جهانی و پس از ختم جنگ جهان دوم در 24 اکتبر ‏سال 1945 تأسیس شد، از وظایف اصلی این سازمان حل و ‏فصل منازعات، حفظ صلح و امنیت بین‌الملل است که این ‏اهداف در حقیقت فلسفۀ وجودی این سازمان را تشکیل ‏می‌دهد. اما یافته‌های کارکردی این سازمان نشان می‌دهد که ‏تا سال 1984 این سازمان برای دو پنجم میانجی‌گری در ‏منازعات موفق بوده‌است. ‏
وی  بیان کرد: بر این اساس، دربین سال‌های 1945 و ‏‏1984 میلادی، 319 منازعه بین‌المللی بین کشورها رخ ‏داده‌است. از این میان فقط 137 مورد که 34 درصد ‏منازعات می‌باشد، جهت رسیده‌گی به سازمان ارجاع داده ‏شده‌است. با این حال، این سازمان نتوانسته حتی نیمی از این ‏نزاع‌ها را کنترل نماید و در حل و فصل 75 درصد از این ‏منازعات بطور کامل ناکام بوده‌است.‏
وی تصریح کرد: چچن، بوسنی، سومالی، سودان، ‏افغانستان، عراق، سوریه، بهار عرب، اوکراین و بحران‌های ‏دیگری از این دست مواردی حاد دیگری اند که سازمان ملل ‏در حل آن‌ها ضعیف‌ترین عمل‌کرد را داشته است. در حقیقت ‏این سازمان، به عنوان یک سازمان بین‌المللی نتوانسته‌است ‏با استقلالیت تمام بازیگران عرصۀ بین‌الملل را منسجم، متحد ‏نگهداشته و در راستای صلح و فضای عادلانه در حیات ‏بین‌الملل جهت‌دهی کند.‏
این کارشناس ارشد حقوق بین الملل گفت:استقلالیت سازمان ‏و تسلط کشورهای قدرتمند؛ یکی دیگر از چالش‌های بزرگ ‏این سازمان است. زیرا از بدو تأسیس، این سازمان بیشتر به ‏عنوان ابزار و پوشش قانونی برای تأمین منافع قدرت‌های ‏بزرگ و خصوصاً پنج عضو دایم شورای امنیت، عمل ‏نموده‌است.‏
وی تصریح کرد:انحصار حق تصمیم‌گیری در مورد مسایل ‏کلان سیاسی جهان برای پنج قدرت جهانی از بی‌عدالتی‌های ‏بزرگ این سازمان محسوب می‌شود. حق وتو که در مادۀ 27 ‏منشور این سازمان ذکر رفته‌است، سیاست دوگانه‌ای در ‏برخوردهای جهانی و نادیده گرفتن حق سایر کشورهاست. ‏حق وتو، اختیار بلامنازعه‌ای را برای کشورهای عضو ‏شورای امنیت قایل شده است که برای تأمین و حفظ منافع ‏شان از آن استفاده می‌نمایند. ‏
وی اظهارداشت: بیشترین موارد استفاده از حق وتو در ‏دورۀ سابق، متعلق به شوروی سابق با 130؛ آمریکا با ‏‏90؛ انگلیس با 40 وتو و کم‌ترین آن مربوط به چین 11 و ‏فرانسه 22 و روسیه در دورۀ جدید حدود 20 مورد ‏بوده‌است. قابل یادآوری است که پس از فروپاشی شوروی ‏سابق، بیشترین مورد استفاده از حق وتو متعلق به آمریکا ‏بوده است. آمریکا فقط در بیش از 40 مورد قطع‌نامه‌های ‏مربوط به محکومیت رژیم صهیونیستی را وتو کرده است.‏
عادلی تاکید کرد: یکی از مصداق‌های مبرهن وابسته‌گی این ‏سازمان به قدرت‌های استعماری را می‌توان در بحران ‏فلسطین مشاهده نمود. این سازمان از اوایل تأسیس نقش ‏بازوی راست انگلیس را برای مهاجرت، اسکان و قدرت ‏دهی صهیونیست‌ها در سرزمین فلسطین ایفا نموده و با ‏قطع‌نامه‌های چندین مرحله‌ای، روند واگذاری خاک‌های ‏فلسطین به رژیم صهیونیستی، آواره‌گی و کشتار مسلمانان ‏فلسطینی را تسهیل و قانونی ساخته است.‏
وی تاکید کرد: شورای امنیت در قضیۀ قلدری‌ها و نسل-کشی ‏صهیونیست‌ها در غزه نیز فقط با محکومیت اکتفا کرد. در ‏حالی‌که اگر کشور دیگری که به جای اسرائیل می‌بود ‏می‌توانست با انواع تهدیدها، تحریم.ها، مداخلۀ نظامی و ‏سرکوب روبرو شود
به خوبی پیداست سازمان ملل در ماجرای گرسنگی کودکان ‏غزه یک تماشاچی رسمی است که کاری از پیش نمی برد و ‏این انفعال سازمان ملل نگران کننده است. ‏

پاسخی بگذارید