گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/09/8 13:12
شناسه : 412162
هدی سادات چاوشی ‏

مفهوم بسیج، مفهومی است که به مرزهای جغرافیایی و زمانی محدود ‏نمی‌شود. بسیج واقعی، بسیجی فراتر از مرزهاست؛ بسیج اراده‌ها، ‏اندیشه‌ها و جان‌ها در مسیر تحقق آرمانی الهی. این بسیج فراگیر، ‏زمانی محقق می‌شود که روح انسان‌ها در سراسر گیتی، تمرکز خود را ‏بر محوریت فرامین حجت خدا، امام عصر ارواحنافداه قرار دهد. او که ‏امام حی از تبار پاک اهل‌بیت علیهم‌السلام و فرستاده پروردگار است، ‏تنها پناهگاه و پشتیبان راستین بشریت است. اگر این پشتوانه الهی را ‏نادیده بگیریم، حتا پیروزی در میادین جنگ نیز پیروزی پایدار و ‏معناداری نخواهد بود، چرا که پیروزی حقیقی، پیروزی در جبهه هدایت ‏بر ضلالت است.‏
در تحلیل جامعه و مسیر هدایت، یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم، شناخت ‏‏"مستضعف" است. اما آیا تعریف رایج از مستضعف - انسانی تنها ‏محروم از امکانات مادی- تعریفی کامل و دقیق است؟ به‌نظر می‌رسد در ‏نگاهی عمیق‌تر، "مستضعف واقعی آن نیست که بی‌پول است، بلکه آن ‏است که به دلیل یک مسأله، ضعیف واقع شده است." این مسأله، در ‏درجه اول، "ضعف فکری" و "عقب‌افتادگی در شناخت و بینش" است. ‏محرومیت مالی در درجات بعدی اهمیت قرار می‌گیرد. فرد قاصر، ‏شخصی است که مقصر نیست، اما عقلش به آن حد از کمال نرسیده که ‏ضرورت تحقیق و کنکاش در امر دین کامل را درک کند. اینجاست که ‏خط قرمز میان قاصر و تقصیر روشن می‌شود.‏
یکی از موانع بزرگ این بسیج فکری، تبعیت بی‌چون و چرا از اکثریت ‏است. علوم و تاریخ به ما می‌آموزد که الزاماً "انسان نباید تابع اکثریت ‏باشد، بلکه باید تابع قوانین الهی باشد." خواست امام زمان ‏عجل‌الله‌تعالی‌‌فرجه‌الشریف که عین خواست خداوند است، باید محور ‏تمامی خواست‌های انسان قرار گیرد و هیچ‌گاه نباید آن‌را تقلیل داد یا با ‏خواست‌های جمعی جایگزین کرد. چرا که تنها از این مسیر است که ‏هدایت حقیقی به‌سوی خدا و تعالی روح میسر می‌شود. خداوند در قرآن ‏کریم در آیه ۱۱۶ از سوره انعام می‌فرماید: «وَ إِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی ‏الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ: و اگر از بیشتر مردمانی که در زمین ‏هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند.» این آیه به ‏صراحت هشدار می‌دهد که اکثریت، لزوماً بر حق نیستند و پیروی از ‏آنان، سرانجامی جز گمراهی ندارد.‏
تاریخ بشریت، گواهی روشن بر این مدعاست. حضرت ابراهیم ‏علیه‌السلام تنها بود. او حتا یک رفیق هم‌آهنگ نداشت و هرگز در این ‏اندیشه نبود که آیا همه این مردم در اشتباهند و من یک‌تنه بر حق ‏هستم؟ او به‌واسطه علم الهی می‌دانست که گاهی ممکن است تمام ‏ساکنان کره زمین در اشتباه باشند و تنها یک فرد بر مسیر درست گام ‏بردارد. امروزه نیز اگر به دین خدا بنگریم، نمی‌یابیم که در مقابلش، ‏اکثریت مردم جهان مخالف نباشند. و مؤمنان در تقابل با پنج میلیارد ‏غیرمسلمان و بسا بیشتر هستند.‏
پس بسیج واقعی، بسیجی است که از مرزهای فکری آغاز می‌شود. این ‏بسیج، فراخوانی است برای رهایی از قید و بند "اکثریتِ گمراه‌کننده" و ‏پیوستن به "اقلیتِ هدایت‌یافته". این مسیر، مسیر ابراهیم‌های تنهاست؛ ‏مسیری که در آن، تأیید خلق، جای خود را به تأیید خالق می‌دهد و ‏پیروی از امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌‌فرجه‌الشریف، تنها قطب‌نمای راهنمای ‏جان‌ها می‌شود. تا این بسیج درونی و جهانی محقق نشود، استضعاف ‏فکری ادامه خواهد داشت و بشریت، در گرداب تبعیت از اکثریت، از ‏ساحل نجات و تعالی بازخواهد ماند.‏

پاسخی بگذارید