زهره مهرنوروزی. در تقویم ایران ما روزی به نام دانشجو وجود دارد روزی که درسال 1332 دانشجویان این کشور نشان دادند که سلطه استکبار را نمی پذیرند. اما در روزگاری که جنگها دیگر تنها با گلوله و آتش نیست، بلکه با روایتها، رسانهها، شبههها و تردیدها پیش میروند، دانشجو بودن تنها به معنای نشستن در کلاس و گرفتن مدرک نیست. امروز، دانشجو در خط مقدم یک نبرد ترکیبی ایستاده است؛ نبردی که همزمان ذهن، قلب و هویت او را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، چگونه میتوان نسلی را پرورش داد که هم سرآمد علمی باشد، دانشجو باید بداند که تنها یک «یادگیرنده» نیست، بلکه یک «سازنده» است؛ سازندهی آیندهی کشور، فرهنگ، و تمدن. این هویت، وقتی با ایمان و مسئولیت اجتماعی آمیخته شود، دانشجو را از مصرفکنندهی دانش به تولیدکنندهی معنا و تحول بدل میکند.علم، اگر از اخلاق و ایمان جدا شود، میتواند ابزار سلطه و تخریب شود. باید نظام آموزشی ما بهگونهای باشد که علم را نه صرفاً برای رقابت، بلکه برای خدمت، عدالت و آبادانی بیاموزد. استادان، الگوهای اخلاقی و معنوی نیز باشند، نه فقط ناقلان محتوا، دانشجو باید بتواند حقیقت را از تحریف تشخیص دهد، روایتگر صادق باشد، و در برابر موجهای شبهه و ناامیدی، چراغ روشنگری و امید برافروزد. این یعنی جهاد تبیین، یعنی دفاع از حقیقت با زبان علم، ادب و استدلال. دانشجو باید طعم خدمت به مردم را بچشد، درد جامعه را لمس کند، و در کنار درس، در میدانهای جهادی، فرهنگی، و اجتماعی حضور یابد. این تجربهها، ایمان را عمیقتر، اخلاق را کاربردیتر، و علم را مردمیتر میسازد. مادران شهید، جانبازان، معلمان روستا، دانشمندان متعهد. دانشجو باید با این الگوها آشنا شود، از آنها الهام بگیرد، و بداند که قلههای ایمان و اخلاق، دستنیافتنی نیستند . باید فضای دانشگاه، فضایی امن برای گفتوگو، پرسش، و رشد باشد. نه سرکوب، نه رهاشدگی؛ بلکه تربیت در بستر کرامت، تفکر، و همراهی. اگر بخواهیم دانشجویانی بسازیم که در طوفان جنگ ترکیبی، نهتنها نلغزند، بلکه چراغ راه باشند، باید علم را با ایمان، تخصص را با تعهد، و آزادی را با مسئولیت در هم بیامیزیم. این رسالت ماست؛ رسالتی که از دل دانشگاه آغاز میشود، اما به سرنوشت یک ملت گره خورده است.
و حقیقت این است که 16 آذر نه فقط یک روز در تقویم، که پژواکی است از فریاد عدالتخواهی، آزادگی و مسئولیتپذیری نسلی که همواره در خط مقدم آگاهی و بیداری ایستاده است. روز دانشجو، یادآور خونهای پاکی است که بر سنگفرش دانشگاه ریخته شد تا چراغ حقیقت خاموش نماند و راه پرسشگری و مطالبهگری روشن بماند. دانشجو، نه تنها جویندهی علم، که جویندهی حقیقت است. او در کلاس درس، به دنبال فرمول و نظریه نمیگردد، بلکه در پی فهمی عمیقتر از جهان، انسان و جامعه است. رسالت دانشجو، فراتر از مدرک و معدل، ساختن فردایی روشنتر برای مردمی است که چشم امیدشان به آگاهی و جسارت او دوخته شده است. در روزگار بحرانها و چالشها، این صدای دانشجوست که میتواند مرز میان سکوت و فریاد، میان انفعال و کنش را تعیین کند. دانشجو، آیینهی دردهای جامعه است؛ او باید بپرسد، بخواهد، بخروشد و بسازد. اما این رسالت، بیپشتوانه نمیماند. جامعهای که به دانشجو بها میدهد، آیندهای روشنتر برای خود رقم میزند. دانشگاه، باید کانون اندیشه، نقد، و آفرینش باشد. باید فضایی برای رشد آزادانهی اندیشهها فراهم آورد، تا دانشجو بتواند با صدای بلند بگوید، بنویسد، و عمل کند.در نهایت اینکه ۱۶ آذر به دلیل بیداری و پرسشگری دانشجویان در تاریخ کشور ما ماندگار شد؛ امروز نیز اگرچه اشکال استعمار تغییر یافته، اما انتظار میرود دانشجویان با حفظ روحیه آگاهی، پرسشگری و امید، در برابر مظاهر جدید استبداد و استعمار موضعی هوشیارانه داشته باشند. روزدانشجو نماد مقاومت، استقلالخواهی و نقش فعال دانشجویان در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور محسوب میشود و هر سال فرصتی برای پاسداشت تلاشها و جایگاه علمی و اجتماعی دانشجویان است.



