گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/09/17 11:31
شناسه : 412207
زهره نعلبندی ‏
تورم همچنان اصلی‌ترین چالش اقتصادی کشور در آستانه ورود به سال ‏‏۱۴۰۵ است؛ چالشی که نه‌تنها قدرت خرید خانوارها را کاهش داده، ‏بلکه ثبات برنامه‌ریزی اقتصادی را برای تولیدکنندگان و فعالان بازار ‏دشوار کرده است.‏
اگرچه دولت در ماه‌های اخیر تلاش‌هایی برای مهار تورم از طریق ‏کنترل نقدینگی، سامان‌دهی بازار ارز و افزایش انضباط مالی انجام ‏داده، اما شواهد نشان می‌دهد که ریشه‌های تورم در ساختارهای ‏عمیق‌تری از اقتصاد ایران جای گرفته است؛ ساختارهایی که نیازمند ‏اصلاحی مستمر، علمی و هماهنگ میان نهادهای سیاست‌گذار هستند.‏
بر اساس آمار رسمی، نرخ تورم نقطه به نقطه در پایان پاییز ۱۴۰۴ ‏همچنان بالای ۳۰ درصد قرار دارد. این رقم اگرچه نسبت به سال ‏گذشته با اندکی کاهش همراه بوده، اما همچنان فاصله‌ی چشمگیری تا ‏ثبات قیمتی دارد. افزایش هزینه‌های تولید، رشد نرخ ارز در بازار ‏آزاد، کسری بودجه مزمن و وابستگی بودجه عمومی به درآمدهای ‏نفتی از مهم‌ترین عوامل پایداری تورم محسوب می‌شوند. در چنین ‏شرایطی، سیاست‌های کوتاه‌مدت مانند کنترل دستوری قیمت‌ها یا تزریق ‏ناگهانی منابع ارزی، صرفا مُسکّن‌هایی موقتی‌اند که می‌توانند در ‏کوتاه‌مدت آرامش ظاهری ایجاد کنند اما در میان‌مدت موجب تشدید عدم ‏تعادل‌ها می‌شوند. ‏

از سوی دیگر، نقش نظام بانکی در تشدید یا مهار تورم غیرقابل انکار ‏است. رشد نامتوازن تسهیلات بانکی، تمرکز منابع در بخش‌های ‏غیرمولد و بالا بودن نرخ سود حقیقی منفی، همگی سیگنال‌هایی‌اند که ‏می‌توانند انگیزه تولید را تضعیف و انگیزه سفته‌بازی را تقویت کنند. ‏در عین حال، کاهش شفافیت در بازار پول و نبود ارتباط پایدار بین ‏نظام بانکی و بخش واقعی اقتصاد، موجب می‌شود که سیاست‌های پولی ‏اثرگذاری محدودی داشته باشند. ‏
بانک مرکزی در ماه‌های اخیر سیاست‌هایی نظیر افزایش نرخ سپرده ‏قانونی و انتشار اوراق گواهی سپرده را اجرا کرده است، اما تداوم ‏اثربخشی این اقدامات، مستلزم هماهنگی کامل با سیاست‌های مالی ‏دولت است؛ امری که در سال‌های گذشته کمتر تحقق یافته است.‏
برای عبور از این چرخه مزمن تورمی، باید از راهکارهای مقطعی ‏فاصله گرفت و به سمت اصلاحات ساختاری در سه محور اصلی حرکت ‏کرد؛ نخست، انضباط مالی دولت؛ به این معنا که کنترل هزینه‌ها، حذف ‏طرح‌های غیرضروری و کاهش وابستگی بودجه به نفت باید به‌صورت ‏جدی دنبال شود. شفافیت مالی و انتشار منظم گزارش‌های بودجه‌ای ‏می‌تواند اعتماد مردم و سرمایه‌گذاران را تقویت کند.‏
دوم، اصلاح نظام بانکی؛ سامان‌دهی ترازنامه بانک‌ها، جلوگیری از ‏بنگاه‌داری و تخصیص هدفمند تسهیلات به بخش‌های تولیدی از ‏پیش‌شرط‌های کاهش تورم است.‏
و سوم، تقویت بخش تولید و افزایش عرضه‌ی داخلی کالا و خدمات؛ ‏زیرا مهار تورم فقط از مسیر کنترل تقاضا ممکن نیست، بلکه باید ‏تولید رقابتی و پایدار را تقویت کرد. ‏
کاهش موانع صدور مجوز، حمایت مالیاتی از شرکت‌های دانش‌بنیان و ‏بهبود زیرساخت‌های صادراتی، مسیرهایی هستند که می‌توانند به رشد ‏عرضه و کاهش فشار قیمتی کمک کنند.‏
در نهایت، برای اینکه سیاست‌های پولی بتوانند در سال ۱۴۰۵ کارآمد ‏باشند، باید از تصمیمات واکنشی و لحظه‌ای پرهیز کرد. ثبات در ‏پیام‌های اقتصادی دولت، هماهنگی بین سیاست‌های پولی و مالی، و ‏پایبندی به قواعد علمی اقتصاد، شرط لازم برای بازگرداندن اعتماد ‏عمومی است. جامعه و بازار بیش از هر زمان دیگر نیازمند ‏پیش‌بینی‌پذیری و شفافیت تصمیمات اقتصادی هستند. ‏
اگر دولت بتواند این دو مؤلفه را در سیاست‌گذاری خود نهادینه کند، ‏امید به کاهش پایدار تورم و بازسازی ثبات اقتصادی در سال پیش‌رو ‏کاملا دست‌یافتنی خواهد بود.‏

پاسخی بگذارید