در بازتعریف حجاب فرهنگی
گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/09/17 11:30
شناسه : 412208
هدی سادات چاوشی ‏

هر رویداد اجتماعی، هر محتوای فرهنگی و هر برنامه‌ای که در ‏جامعه‌ای عرضه می‌شود، تنها یک سرگرمی یا دورهمی یا گردهمایی ‏ساده نیست. این وقایع، همانند لباسی هستند که جامعه بر تن هویت ‏جمعی خود می‌پوشاند. این پوشش می‌تواند جامعه را اصالت، عفاف و ‏حیا ببخشد، یا آن‌را در گرما و سرما و برهنگی فرهنگی رها کند. آنچه ‏در ادامه می‌آید، روایتی است از برش‌هایی از رویدادها که همچون ‏آیینه‌ای، تصویری از یک "برهنگی فرهنگی" سازمان‌یافته را نشان ‏می‌دهد و بر ضرورت بازتعریف "حجاب فرهنگی" به‌عنوان یک ‏راهبرد کلان تأکید می‌ورزد.‏
تصور کنید در سالنی قدم گذاشته‌اید که طنین موسیقیِ بی‌محتوا، چون ‏پاره‌های مذاب آتشفشان از دیوارها فرو می‌ریزد. این صدا، نه تأییدی ‏از سوی خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام با خود دارد و نه به نظر می‌رسد ‏تأثیری جز اغتشاش بر ذهن بنشاند. در این فضا، دختران نوجوانی را ‏می‌بینید که با پوششی که از سادگی و حیا عاری است، در برابر ‏انبوهی از مردان و جمعیت به اجرا می‌پردازند. حرکت دست‌ها و ‏ابروهایشان، با هر نوای موسیقی، به نقاشی غمگینی از فرهنگی ‏می‌ماند که مسیرش را گم کرده است.‏
خانم مجری با ناز و ادا سخن می‌گوید و کمدین برنامه با شوخی‌هایی و ‏جملاتی نسبتا نامتعارف و به هر طریق، خنده بر لبان حضار می‌نشاند. ‏اوج این نمایش، تشویق همسران به بوسیدن یکدیگر در ملأ عام است ‏که توسط آقای مجری اعلام می‌شود. گویی در فضایی خاکستری و ‏مرزی گام برمی‌دارید که نه حریم حلال را کامل می‌شناسد و نه جرأت ‏ورود به حرام را دارد. در اوج این صحنه‌ها، تضادی دردناک خودنمایی ‏می‌کند؛ اجرای مسخره‌آمیز مردی با ادای زنانه و در قسمتی از برنامه ‏یک کودکی که شعری برای امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ‏می‌خواند. در این سالن، روحانی عمامه‌به‌سر، بانوان محجبه و کودکانی ‏با نقاشی شغال و سگ و سایر حیوانات بر صورت، همگی در کنار هم ‏هستند. این تصویر، چیزی جز نشانه‌ای از یک "شیزوفرنی هویتی" ‏نیست؛ جامعه‌ای که از سویی ادعای عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام را  ‏دارد و از سوی دیگر، بی‌محابا از الگوهای متضاد غربی تقلید می‌کند.‏

در این میانه، پرسشی بنیادین که خداوندمتعال در سوره مبارکه اعراف ‏آیه ۱۷۲ می‌فرماید، طنین‌انداز می‌شود «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَىٰ ‏شَهِدْنَا...: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی دادیم». این ‏پیمان فطری، حقیقتی است که هویت ما بر آن بنا شده است. اما این ‏هویت، با کدام اقدامات فرهنگی تقویت می‌شود؟ تضاد موجود در این ‏برش‌ها از رویدادها، انسان را به یاد حدیث شریف کساء می‌اندازد که ‏در آن خداوند خطاب به فرشتگان می‌فرماید: «إِنِّی مَا خَلَقْتُ سَمَاءً مَبْنِیَّةً ‏وَ لَا أَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لَا قَمَراً مُنِیراً وَ لَا شَمْساً مُضِیئَةً ... إِلَّا فِی مَحَبَّةِ ‏هَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ الَّذِینَ هُمْ تَحْتَ الْکِسَاءِ: همانا من آسمان برافراشته و ‏زمین گسترده و ماه تابان و خورشید فروزان را نیافریدم... مگر برای ‏محبت این پنج تن که زیر کساء هستند». اگر آفرینش تمام هستی برای ‏عشق به این خاندان است، چگونه است که برنامه‌های فرهنگی ما ‏گاهی در جهتی کاملاً متضاد با این محبت حرکت می‌کنند؟
نباید از نظر دور داشت که دشمنان اسلام و دشمنان شیعیان و دشمنان ‏حضرت مهدی برای جلوگیری از ظهور، به ترویج "فرهنگ برهنگی و ‏بی‌حجابی" روی آورده‌اند. و این تهاجم فرهنگی، تصادفی نیست، بلکه ‏بخشی از یک جنگ نرم حساب شده است که هدفش تخریب بنیان‌های ‏اخلاقی جامعه منتظر است.‏
این صحنه‌ها، پرسش بنیادینی را پیش می‌کشد؛ آیا این رویداد، ‏تصویری از جامعه‌ای نیست که "حجاب فرهنگی" خود را از دست داده ‏است؟
خطرناک‌ترین نوع برهنگی، آن است که در پوشش "هنر" و ‏‏"مدرنیته" خود را پنهان کند. این همان "برهنگی پوشیده" است که به ‏مراتب ویرانگرتر از برهنگی عریان عمل می‌کند. وقتی در رویدادی به ‏ظاهر فرهنگی، حریم دختران نوجوان در مقابل نگاه مردان شکسته ‏می‌شود، "حریم فرهنگی" جامعه فرومی‌ریزد. وقتی شوخی‌های رکیک ‏به کار گرفته می‌شود، "حجاب کلامی" نقض می‌شود. و وقتی چهره ‏یک کودک با نقاشی موجودی به‌جز آدمی آلوده می‌شود، "حیای ‏معنوی" پایمال می‌شود.‏
این رفتارهای به‌ظاهر مستقل، در حقیقت حلقه‌های زنجیر به هم ‏پیوسته‌ای هستند که "برهنگی فرهنگی" را عادی‌سازی می‌کنند. آن‌ها ‏در خیال خود جامه‌ای از "روشنفکری" بر تن می‌کنند، در حالی که ‏محتوایی ویرانگر را ترویج می‌دهند و الزاما هرگونه خروج از عرف و ‏شرع نشانه خردمندی و روشنفکری نیست. جامعه‌ای که در گذر از ‏سنت به مدرنیته، امانت‌دار خوبی برای دین و ارزش‌هایش نباشد، دچار ‏این نوع دوگانگی‌های خطرناک خواهد شد.‏
اما راه حل؛ که بازگشت به مفهوم اصیل "حجاب فرهنگی" است.‏
راه نجات، نه بدین معنا که منجر به حذف رویدادها، که در "اصلاح ‏فرهنگی" و بازتعریف "حجاب فرهنگی" نهفته است. حجاب فرهنگی ‏به‌معنای محدودیت نیست، بلکه به‌معنای حفظ مقتدرانه حریم‌ها و ‏کرامت انسانی است. این حجاب باید در برنامه‌ریزی رویدادها رعایت ‏شود، در انتخاب محتوا دیده شود، در پوشش اجراکنندگان نمود یابد و ‏در کلام و رفتار مجریان متجلی شود.‏
ما نیازمند رویدادهایی هستیم که "حیای جمعی" را تقویت کنند، نه ‏‏"برهنگی فرهنگی" را. این رویدادها باید بتوانند با بهره‌گیری از "نخ ‏هنر متعهد"، "سوزن تدبیر فرهنگی" و "پارچه اصیل دین مبین ‏اسلام"، لباسی زیبا، جذاب و در عین حال متعهد و عفیف و طاهر بر ‏تن جامعه کنند. رنگ و مدل این لباس باید مطابق با سلیقه امام ‏حیات‌بخش ما، حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف باشد. چرا که ‏یکی از اهداف قیام امام زمان حضرت مهدی صلوات‌الله‌علیه، برپایی ‏‏"جامعه‌ عفیفانه و پاک" است. آیا می‌توانیم ادعای انتظار داشته باشیم، ‏در حالی که فرهنگ ما صرفا در جهت خواست فرزندان و خردسالان و ‏در جهت عکس آرمان‌های منجی بشریت گام برمی‌دارد؟
این وظیفه متولیان فرهنگ است که برای جامعه "پوشش فرهنگی" ‏مناسب را طراحی کنند. آن‌ها باید دقت کنند که تار و پود این لباس در ‏ظاهر و باطن، پاک و سالم باشد. در مقابل، این مردم هستند که با ‏انتخاب‌های خود، "پوشش فرهنگی" جامعه را تعیین می‌کنند. استقبال ‏از برنامه‌های مبتنی بر حیا و عفت و دوری از برنامه‌های مبتنی بر ‏برهنگی فرهنگی، وظیفه‌ای همگانی است برای همه آنان که دغدغه ‏خشنودی خدا و باور به معاد دارند.‏
جامعه ما امروز در هر نقطه از جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند ‏‏"پوشش فرهنگی" است. پوششی که او را از سرما و گرما و سوز و ‏گداز برهنگی فرهنگی نجات دهد. پوششی از جنس حیا، عفت و ‏اصالت. پاسخ به این پرسش که "جامعه ما چه پوششی بر تن کرده ‏است؟" را عملکرد فرهنگی امروز ما مشخص خواهد کرد. بیاییم با هم ‏این لباس را بدوزیم؛ لباسی که هم زیبا باشد، هم اصیل، هم جذاب باشد ‏و هم متعهد به اصول و رضایت خدا و اهل‌بیت. این تنها راهی است که ‏می‌توانیم امانت‌داران خوبی برای دین و فرهنگمان در گذر از سنت به ‏مدرنیته باشیم و زمینه‌ساز تحقق جامعه عفیفانه و پاک و پر محبت ‏نسبت به منجی موعود.‏

پاسخی بگذارید