صادق بهزادی پور
مسکن، نه فقط چهار دیوار و یک سقف، بلکه بستری است که سبک زندگی، سلامت روان وآینده خانواده ها در آن شکل میگیرد. در جوامع مدرن، امید به داشتن "خانه ایده آ ل" که دقیقاً مطابق با نیازهای جسمی، روحی و فرهنگی ما طراحی شده باشد، یک رؤیای دیرینه است. اما واقعیت تلخ بازار مسکن امروز، ما را در مقابل یک دوراهی دردناک قرار میدهد: یا خانه ای رابخریم که موجود است و با آن بسازیم، یا قید آن را بزنیم و ماهها یا سالها در انتظار خانه ای باشیم که شاید هرگز ساخته نشود. این مقاله به بررسی دلایل بنیادینی می پردازد که چرا بسیاری از ما، به جای طراحی خانه ای متناسب با زندگیمان، ناچار به خرید واحدهای از پیش تعیین شده و استاندارد شده هستیم.
چرخه تولید مسکن، به ویژه در کالنشهرها، تحت سلطه منطق توسعه دهندگان انبوه است. این مدل کسب وکار، که هدف اصلی آن به حداکثر رساندن سود در کوتاهترین زمان ممکن است، ذاتاً
با پیچیدگی های نیازهای انسانی در تضاد است. توسعه دهندگان برای کاهش هزینه و افزایش سرعت ساخت، به الگوهای تکراری روی میآورند. یک پلن مشخص، با تکرار در صدها واحد، به کارایی اقتصادی میرسد. در نتیجه، آنچه به مصرف کننده عرضه میشود، مجموعه ای از"جعبه های مشابه" است که کمترین انعطاف پذیری را برای انطباق با تفاوتهای فردی فراهم میکند.
شما ممکن است یک خانواده چهار نفره باشید که نیاز به یک اتاق مطالعه نورگیر دارید، یا یک زوج سالمند که دسترسی آسان به حمام و آشپزخانه ای با ارتفاع استاندارد برای شما حیاتی است.
اما در معماری از پیش تعیین شده، این جزئیات ظریف زندگی اغلب قربانی استاندارد عمومی میشوند. آشپزخانه ممکن است به دلیل طراحی های مد روز، فاقد فضای کافی برای تجهیزات مورد نیاز شما باشد، یا اتاق نشیمن به شکلی باشد که نور طبیعی جنوب را به کل مسدود کند؛ اصلاحاتی که پس از خرید، هزینه های سنگین و چالشهای فنی فراوانی به همراه دارند و اغلب غیرممکن میشوند.
ریسک ساخت شخصی
بزرگترین مانع در مسیر دستیابی به خانه دلخواه، اقتصاد است. ساخت یک خانه کاملا سفارشی، چه خرید زمین و طراحی از صفر باشد و چه بازسازی اساسی یک سازه قدیمی، نیازمند سرمایه ای عظیم و پذیرش ریسک بالاست. قیمت مصالح، دستمزد پیمانکاران، طولانی شدن زمان پروژه و درگیریهای بوروکراتیک اداری، همه و همه عامل بازدارنده هستند.
از سوی دیگر، بازار مالی و وامهای مسکن معموالً به سمت پروژه های بزرگ و آماده حرکت میکنند. بانکها و مؤسسات مالی، اعطای وام بر اساس مدلهای تکراری و اثبات شده را بسیارکم ریسکتر از سرمایه گذاری بر روی یک طرح معماری جدید و منحصربه فرد میدانند. این امر، دسترسی به منابع مالی را برای خریدارانی که خواهان ساخت سفارشی هستند، دشوارتر میسازد و در عمل، فشار مالی را به سمت خرید واحدهای استاندارد سوق میدهد.
این وضعیت را میتوان از منظر ریسک سرمایه گذاری تحلیل کرد. اگر توسعه دهنده یک پروژه هزار واحدی را اجرا کند، ریسک شکست پروژه به تعداد واحدها تقسیم میشود:
در حالی که ساخت یک واحد سفارشی، تمام ریسکهای مربوط به تأخیر، نوسانات قیمت مصالح را مستقیماً ( و هزینه های پیش بینی نشده ) بر دوش خریدار میگذارد.
بخش سوم: تأثیر روانی و اجتماعی حبس شدن در فضای تکراری
خانه باید بازتابی از هویت ساکنین باشد. وقتی فرد در فضایی زندگی میکند که کمترین دخالتی در شکلگیری آن نداشته است، حس تعلق و مالکیت عمیق به چالش کشیده میشود. تکراربیرویه پلنهای آپارتمانی نه تنها یکنواختی شهری ایجاد میکند، بلکه به کاهش "فردیت" در
فضای زندگی میانجامد. ساکنان مجبورند زندگی خود را حول محور محدودیتهای فضا بچرخانند، به جای آنکه فضا برای پذیرش سبک زندگی آنها شکل بگیرد. این عدم تطابق مداوم، میتواند به استرس های پنهان، کاهش کارایی و عدم احساس آرامش در محیط خانه منجر شود.
فضاهای تکراری، امکان شکل گیری خاطرات منحصربه فرد را کاهش میدهند. اگرچه معماری مدرن بر کارایی تأکید دارد، اما فراموش میکند که انسانها موجوداتی احساسی هستند و نیاز به فضایی دارند که بتواند روایت شخصی آنها را در خود جای دهد.
در نهایت، حرکت به سمت خانه های از پیش تعیین شده، تلاشی برای ساده سازی فرآیند خرید دربازاری پیچیده و پرهزینه است. اما این سادگی قیمتی سنگین دارد: قربانی شدن کیفیت زندگی وآسایش فردی. برای حل این معضل، نیاز به سیاستگذاری هایی است که مشوق ساخت واحدهای کوچکتر و قابل انعطاف تر باشند و همچنین، مدلهای تأمین مالی جدیدی معرفی شود که ریسک ساخت سفارشی را برای خانواده ها مدیریت کند. تا زمانی که این توازن برقرارنشود، بسیاری از ما مجبور خواهیم بود رؤیای خانه ایده آل خود را به دلیل "موجود نبودن" در واحدهای کوچکتر و قابل انعطافتر باشند و همچنین، مدلهای تأمین مالی جدیدی معرفی شود که ریسک ساخت سفارشی را برای خانواده ها مدیریت کند. تا زمانی که این توازن برقرار
نشود، بسیاری از ما مجبور خواهیم بود رؤیای خانه ایده آل خود را به دلیل "موجود نبودن" درقفس های سازندگان، در سکوت رها کنیم



