در حالی که زمستان همواره در ذهن ایرانیان با برف، یخبندان و هوای سرد گره خورده است، امسال بخشهای گستردهای از کشور روزهایی را تجربه میکنند که بیشتر به اوایل پاییز یا حتی بهار شباهت دارد تا سردترین فصل سال. از تهران و اصفهان گرفته تا اهواز و مشهد ، دمای هوا در بسیاری از روزها چندین درجه بالاتر از میانگین بلندمدت ثبت شده است. این گرمای غیرمنتظره در سردترین فصل سال پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چرا زمستان ایران دیگر شبیه زمستانهای گذشته نیست؟
نخستین پاسخ را باید در پدیده جهانی تغییر اقلیم جستوجو کرد. افزایش غلظت گازهای گلخانهای در جو زمین، بهویژه ناشی از مصرف گسترده سوختهای فسیلی، موجب افزایش تدریجی میانگین دمای کره زمین شده است. این روند که طی دهههای اخیر شدت گرفته، تنها به تابستانهای گرمتر محدود نمیشود؛ بلکه الگوهای فصلی را نیز بر هم زده است. زمستانهای کوتاهتر، کاهش تعداد روزهای یخبندان و جابهجایی زمان بارشها از نشانههای بارز این تغییر هستند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد و نسبت به نوسانات اقلیمی بسیار حساس است. گرمتر شدن کلی جو زمین باعث شده سامانههای پرفشار جنبحارهای که معمولاً در عرضهای پایینتر مستقر هستند، گاهی به عرضهای بالاتر نفوذ کنند. این پرفشارها با ایجاد آسمان صاف و جلوگیری از ورود سامانههای بارشی، زمینه افزایش دما و کاهش بارش را فراهم میکنند. در نتیجه، هوای سرد سیبری که در گذشته بهراحتی به عرضهای میانی ایران نفوذ میکرد، کمتر فرصت پیشروی مییابد.
عامل دیگر، تغییر در الگوهای گردشی جو از جمله نوساناتی مانند النینو و لانینا است. در سالهایی که النینو فعال میشود، توزیع دما و بارش در بخشهای مختلف جهان دچار تغییر میشود. بسته به شدت و زمان وقوع، این پدیده میتواند زمستان ایران را گرمتر یا خشکتر از حد معمول کند. هرچند این نوسانات همواره وجود داشتهاند، اما در بستر گرمایش جهانی، اثر آنها پررنگتر و گاه غیرقابلپیشبینیتر شده است.
از سوی دیگر، توسعه شهری و تغییر کاربری زمین نیز در تشدید گرمای محلی بیتأثیر نیست. گسترش بیرویه ساختوساز، کاهش پوشش گیاهی و افزایش سطوح آسفالتی موجب شکلگیری «جزیره گرمایی شهری» شده است. در کلانشهرهایی مانند تهران، دمای مرکز شهر گاه چند درجه بیشتر از مناطق پیرامونی است. این پدیده اگرچه علت اصلی گرمای گسترده کشوری نیست، اما به تشدید احساس گرما در شهرهای بزرگ کمک میکند.
پیامدهای این گرمای زمستانی تنها به احساس نارضایتی شهروندان محدود نمیشود. کاهش بارش برف در ارتفاعات زاگرس و البرز میتواند منابع آب بهاری و تابستانی را تحت تأثیر قرار دهد. بسیاری از سدها و رودخانههای کشور وابسته به ذوب تدریجی برف هستند. اگر بارشها به جای برف به صورت باران ببارند یا اساساً کاهش یابند، ذخایر آبی در ماههای گرم سال با بحران جدیتری روبهرو خواهند شد. این مسئله برای بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور اهمیت حیاتی دارد.
همچنین تغییرات ناگهانی دما میتواند چرخههای زیستی را مختل کند. شکوفهدهی زودهنگام درختان، بیدار شدن زودرس برخی گونههای جانوری و سپس مواجهه با سرمای ناگهانی احتمالی، خسارات اقتصادی و زیستمحیطی قابل توجهی به دنبال دارد. کشاورزان در سالهای اخیر بارها از سرمازدگی محصولات پس از دورههای گرمای غیرمنتظره شکایت کردهاند.
در نهایت باید پذیرفت آنچه امروز تجربه میکنیم، صرفاً یک نوسان کوتاهمدت نیست، بلکه بخشی از روندی بزرگتر و نگرانکننده است. گرمای شدید هوا در سردترین فصل سال هشداری است درباره آیندهای که در آن افراطهای اقلیمی ـ چه گرمای بیسابقه و چه سرمای ناگهانی ـ بیشتر رخ خواهند داد. مقابله با این روند نیازمند دو رویکرد همزمان است: کاهش انتشار گازهای گلخانهای از طریق اصلاح الگوی مصرف انرژی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، و افزایش سازگاری با شرایط جدید از طریق مدیریت هوشمند منابع آب، کشاورزی پایدار و برنامهریزی شهری اقلیممحور.
زمستانهای گرم امروز، شاید تصویری از اقلیم فردای ایران باشند؛ تصویری که اگر جدی گرفته نشود، هزینههای سنگینتری را در سالهای پیش رو بر جامعه تحمیل خواهد کرد.



