در گفتگو با کارشنان عنوان شد:
زهره مهرنوروزی-در دهه اخیر، میدان نبرد دشمن از جبهه تسلیحات سخت به عرصه ذهن و شناخت جوان ایرانی منتقل شده است. تحریف واقعیت، جابجایی حق و باطل و القای قهرمانسازی دروغین، ابزارهای این جنگ پنهاناند؛ اما آنچه راه نفوذ را گشود، ضعف در تربیت فکری و کمکاری نهادهای فرهنگی و آموزشی کشور بود.یکی از موضوعات قابل تأمل در بررسی حوادث اخیر، سخنان برخی از بازداشتشدگانی است که پس از فروکشکردن هیجانات و روشنشدن ابعاد ماجرا، اذعان کردند که در تحلیل رخدادها دچار خطا شده و ناآگاهانه در زمین دشمنان انقلاب اسلامی بازی کردهاندپرسشهایی نظیر «چرا کسی راه درست را به ما نشان نداد؟» یا «چرا این حقایق برای ما تبیین نشد؟» اگرچه از سر پشیمانی و بازگشت به عقلانیت مطرح میشود؛ اما خود، نشانهای هشداردهنده از یک خلأ عمیق معرفتی و تربیتی در بخشی از جامعه است. واقعیت آن است که دشمنان ملت ایران، بهویژه در دهه اخیر، با بهرهگیری حداکثری از فضای مجازی، رسانههای چندلایه و عملیات روانی هدفمند، تلاش کردند تصویری تحریفشده از جمهوری اسلامی در ذهن نسل نوجوان و جوان ترسیم کنند.در ادامه شاخه سبز با دو کارشناس در حوزه تخصصی سایبرنتیک و کارشناس فرهنگی به گفتگو پرداخته است که می خوانید:
ضرورت تبیینی با نوجوانان در مدارس و دانشگاهها
پژوهشگر حوزه سایبرنتیک با هشدار نسبت به تشدید جنگ شناختی علیه نسل نوجوان و جوان، بر لزوم حضور مستمر و هدفمند کنشگران تبیینی در مدارس متوسطه و دانشگاهها تأکید کرد.
محمدعلی شکوهیانراد، پژوهشگر و نویسنده در حوزه مطالعات سایبرنتیک در گفتوگو با خبرنگار شاخه سبز تصریح کرد: امروز یکی از فوریترین و قطعیترین ضرورتهای فرهنگی کشور، حضور فعال و مستمر نیروهای تبیینی در مدارس، بهویژه دوره متوسطه دوم، و همچنین دانشگاهها در مقطع کارشناسی است.
هدف عملیات روانی و شناختی در فضای مجازی
وی با اشاره به آنچه هجمه سنگین جنگ شناختی دشمن خواند، اظهار کرد: نوجوانان و جوانان در بازه سنی حدود ۱۵ تا ۲۴ سال، اصلیترین هدف عملیات روانی و شناختی در فضای مجازی هستند؛ حجم گسترده محتوای تحریفشده، جهتدار و بعضاً کاملاً نادرست، تلاش دارد میان این نسل و هویت ملی، دینی و انقلابی فاصله ایجاد کند.
پژوهشگر حوزه سایبرنتیک افزود: در بسیاری از مدارس و دانشگاهها با مجموعهای از گزارههای نادرست و القائات تکرارشونده مواجه هستیم که طی سالهای متمادی بازتولید شدهاند؛ این موارد اگرچه از نظر کمّی گستردهاند، اما از نظر عمق استدلالی، ضعیف و قابل پاسخگویی هستند؛ به شرط آنکه گفتوگو با زبان منطقی، آرام و مستند صورت گیرد.
شکوهیانراد با تأکید بر لزوم پرهیز از برخوردهای احساسی و تقابلی، تصریح کرد: نوجوان و جوان باید احساس کند با او از موضع دلسوزی و احترام گفتوگو میشود، نه از موضع تحکم؛ تجربه نشان داده است که در فضای گفتوگوی مستند و محترمانه، بخش قابل توجهی از مخاطبان حاضر به شنیدن و بازنگری در برداشتهای خود هستند.
وی ادامه داد: یکی از خلأهای جدی، ضعف آشنایی نسل نوجوان با تاریخ معاصر و سازوکارهای حقوقی کشور است؛ بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان اطلاع دقیقی از ساختارهای قانونی مطالبهگری، جایگاه نهادهای مسئول و حتی ظرفیتهای پیشبینیشده در قانون اساسی برای بیان اعتراضات ندارند؛ این ناآگاهی، زمینه تأثیرپذیری بیشتر از روایتهای یکسویه در فضای مجازی را فراهم میکند.
لزوم تبیین مستمر
نویسنده حوزه مطالعات سایبرنتیک خاطرنشان کرد: تبیین باید مستمر باشد، نه مقطعی و واکنشی؛ برگزاری جلسات محدود و مناسبتی کافی نیست؛ لازم است ارتباطی پایدار میان کنشگران فرهنگی و محیطهای آموزشی شکل گیرد تا اعتمادسازی تدریجی صورت گیرد و دانشآموزان و دانشجویان در مواجهه با شبهات، مرجعی مطمئن برای پرسشهای خود داشته باشند.
نسل جوان مهمترین سرمایه کشور
شکوهیانراد تأکید کرد: امروز مهمترین سرمایه کشور، نسل نوجوان و جوان است و صیانت از هویت فکری و شناختی این نسل، نیازمند برنامهریزی منسجم، تقسیم کار میان فعالان فرهنگی و حضور میدانی مستمر در مدارس و دانشگاههاست.
مدارس را به تریبون امن برای نسل جوان تبدیل کنیم
سیده مریم طباطبایی ندوشن،صاحبنظر فرهنگی کشوردرگفتگو با شاخه سبز با اشاره به آمار رسمی شرکت کنندگان در آشوبهای اخیر خیابانی در ایران گفت: آمارهای رسمی نشان میدهد ۷۷ درصد دستگیرشدگان ناآرامیهای اخیر زیر ۳۰ سال و ۲۷ درصد زیر ۱۸ سال سن دارند و این یعنی حدود یکسوم این دستگیرشدگان در سن مدرسه قرار دارند که این آمار، زنگ خطری جدی برای نظام تربیتی کشور است.
وی با تأکید بر آمار فوق اضافه کرد: این ارقام به وضوح نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از نوجوانان و جوانان ما، مجرای امنی برای بیان اعتراض، پرسش و هیجان خود در چارچوبهای رسمی و گفتگومحور ندارند و این نیاز در خیابانهای پرتنش و با هزینههای گزاف فردی و اجتماعی بروز مییابد.
ضرورت توجه زنگ پرورشی
این کنشگر اجتماعی، راه برونرفت از این بحران را مستلزم شناخت دقیق نظام آموزش و پرورش از نوجوان و ویژگیهای نوجوانی و برنامهریزی مبتنی بر مخاطبشناسی نوجوان عنوان کرد و افزود: یکی از ویژگیهای دوران نوجوانی، نیاز به استقلال رأی، اظهار نظر، جلب توجه و دیده شدن است که این نیاز، احیای جایگاه «زنگ پرورشی» در مدارس را ضروری میسازد.
وی ادامه داد: نظام آموزش و پرورش ما ظرفیتی بیبدیل اما فراموششده به نام زنگ پرورشی دارد. متأسفانه این ساعت در بسیاری مدارس به حاشیه رانده شده است، در حالی که میتواند به مهمترین پلتفرم و تریبون پیشگیرانه و فرهنگساز تبدیل شود.
طباطباییندوشن با بیان اینکه نیاز نوجوان به بیان نظر و هیجانطلبی، واقعیتی انکارناپذیر است، خاطرنشان کرد: اگر این نیاز در کلاس درس و میان همسالان شنیده نشود، به ناچار به خیابان سرریز میکند، بنابراین مدرسه و اختصاصاً زنگ پرورشی باید به «ساعت بارش افکار» تبدیل شود؛ فضایی امن که در آن نوجوان بتواند نگرانیها و پرسشهایش را بدون ترس از برچسب یا تنبیه مطرح کند.
این پژوهشگر فرهنگی با ابراز تأسف از فضای کنکورمحور مدارس و دبیرستانها گفت: در چنین فضای خشک علمی، اولین قربانیِ این فرآیند، پرورش به معنی درست کلمه است. پرورش یعنی رشدی که بستر سلامت فکری، روانی و اجتماعی فرزندان این کشور را فراهم آورد.
وی با تأکید بر لزوم سرمایهگذاری بر ظرفیت مدارس برای کنترل هیجانطلبیهای منفی گفت: سرمایهگذاری روی زنگ پرورشی و ساعتهای غیرآموزشی به عنوان «تریبون داخلی مدرسه»، هوشمندانهترین سرمایهگذاری برای امنیت اجتماعی و سلامت روان نسل آینده است.
وی با تأکید بر لزوم افزایش اردوهای مدارس برای تقویت و رشد شخصیت نوجوانان افزود: دادن تریبون به دانشآموز، نیاز به اظهارنظر و دیده شدن را در وی جبران میکند، اما برای پاسخ به هیجانطلبی دوران نوجوانی، برگزاری اردوها بهویژه اردوهای برونشهری و چندروزه نیز عاملی مهم است.
وی با بیان اینکه اردوهای مدرسه چیزی فراتر از یک سفر تفریحی هستند و کارکردهایی بسیار گستردهتر و تأثیرگذارتر از مسافرتهای خانوادگی دارند، تصریح کرد: متأسفانه امروزه به دلیل کاهش تعداد اعضای خانواده، کمبود خواهر و برادر و کاهش حضور نوجوانان در کوچه و محله و کاهش ارتباط با همسالان هممحله، تخلیه هیجانی و تعامل با همسالان در نوجوانان جبران نمیشود،بنابراین بخشی از این نیاز باید با فعالیتهای گروهی فوقبرنامه، بهویژه اردوهای مدرسه، تأمین شود.
وی در ادامه افزود: تحقیقات علمی قابلتوجهی در سطح ملی و بینالمللی درباره تأثیرات اردوهای مدرسه انجام شده است که نشان میدهد اردوهای مدارس، کارگاههای کاربردی زندگی هستند که نوجوان را برای ورود به جامعه بزرگتر آماده میسازند و با تقویت استقلال، ارتباطات و همزیستی مسالمتآمیز، سنگ بنای شهروندی مسئول و مستقل را میگذارند.
وی در پایان با تأکید بر اینکه سرمایهگذاری کیفی بر برنامههای گفتگومحور و برگزاری اردوها به عنوان مکمل یکدیگر، در واقع سرمایهگذاری بر ساختار اجتماعی سالم آینده است، گفت: امید میرود هرچه زودتر یک پیوست فرهنگی-پرورشی کاربردی برای مدارس کشور تعریف شود و بازنگری جدی برای رفع چالشها، موانع و ضعفهای محتوایی و اجرایی صورت گیرد.



