گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/28 10:26
شناسه : 412435
زهره نعلبندی
در دنیای امروز، یک تحول نرم و اما بنیادین رخ داده است: مرجعیتِ ‏رسمی، که سال‌ها بر اساس دانش آکادمیک، تجربه انباشته و فرآیندهای ‏طولانی تأیید بنا شده بود، در حال واگذاری سکان هدایت به «تریبون ‏شخصی» است. این تریبون، همان تلفن هوشمند ماست، و سخنوران ‏آن، اینفلوئنسرها، سلبریتی‌ها و تولیدکنندگان محتوای ویروسی. این ‏پدیده، صرفا یک تغییر در نحوه مصرف اخبار نیست؛ بلکه بحران ‏جایگزینی دولت با اینفلوئنسراست.‏
تا چند دهه پیش، وقتی مسئله سلامت عمومی، اقتصاد کلان یا یک ‏بحران ملی مطرح می‌شد، جامعه به طور خودکار به سوی مراجع ‏رسمی متوسل می‌شد: وزارت‌خانه‌ها، دانشگاه‌ها، روزنامه‌های ‏کثیرالانتشار. این نهادها، با تمام کاستی‌هایشان، مکانیزمی برای ‏صحت‌سنجی و پاسخگویی در ساختار خود داشتند. اما امروز، یک ‏پست اینستاگرامی از یک چهره محبوب، که حاوی توصیه‌ای پزشکی یا ‏اقتصادی بدون پشتوانه است، اغلب سریع‌تر و گسترده‌تر از بیانیه ‏رسمی یک متخصص به دست میلیون‌ها نفر می‌رسد.‏
چرا این اتفاق افتاده است؟ پاسخ در تفاوت بنیادین بین «اطلاعات» و ‏‏«ارتباط» نهفته است. نهادهای رسمی، اطلاعات را به شیوه‌ای رسمی، ‏طولانی و گاه خشک ارائه می‌دهند که نیازمند صرف زمان و انرژی ‏شناختی از سوی مخاطب است. در مقابل، اینفلوئنسر، احساس ‏صمیمیت، نزدیکی و همدلی سریع را می‌فروشد. او نه یک سخنرانی، ‏بلکه یک اعتراف کوچک یا یک تجربه فوری را به اشتراک می‌گذارد. ‏او در ذهن مخاطب، تبدیل به «دوست نزدیک» می‌شود، در حالی که ‏سخنگوی دولت، همچنان یک «صدا از دور» باقی می‌ماند.‏
این جایگزینی عواقب عمیقی دارد. وقتی مردم در مسائل پیچیده، به ‏جای تکیه بر مدل‌های علمی، به توصیه‌های احساسی افراد تکیه ‏می‌کنند، آسیب‌های جدی به سلامت جمعی و ثبات اقتصادی وارد ‏می‌شود.‏
فردی که برای خرید ملک یا سرمایه‌گذاری، توصیه‌ای را از یک بلاگر ‏پرطرفدار می‌پذیرد، در واقع ریسک بزرگی را متحمل می‌شود که هیچ ‏نهاد رسمی پاسخگوی آن نیست. ‏
از طرف دیگر، دولت‌ها و نهادهای رسمی نیز در بازی ارتباطات، ‏بازنده هستند. آن‌ها اغلب در تلاش برای حفظ وقار خود، از ابزارهای ‏سریع و جذاب ارتباطی که جهان دیجیتال می‌طلبد، عقب مانده‌اند. ‏
این یک فروپاشی ساده نیست، بلکه یک تکامل اجباری است. برای ‏بازپس‌گیری اعتماد، نهادهای رسمی باید بیاموزند که چگونه اصالت ‏خود را در قالب‌های جدید بیان کنند. آن‌ها باید بیاموزند که نه تنها ‏حقیقت را بدانند، بلکه بتوانند آن را با همان صمیمیت و صداقتی که ‏یک تولیدکننده محتوای خوب بلد است، منتقل کنند. در غیر این ‏صورت، تریبون‌های شخصی به قانون‌گذاران اصلی جامعه ما تبدیل ‏خواهند شد و تصمیمات حیاتی، به جای کارشناسی، بر اساس ‏‏«نظرسنجی لحظه‌ای و احساسی» گرفته خواهد شد.‏
این روند، نه تنها اعتماد به دولت‌ها، بلکه اعتماد به مفهوم دانش ‏معتبر را به چالش می‌کشد و ما را در معرض هجوم بی‌مرز اطلاعات ‏دستکاری‌ شده قرار می‌دهد.‏

پاسخی بگذارید