فاطمه مداح نظری - پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه در فاصله بسیار نزدیکی از ایران قرار دارند (مثلاً پایگاههای هوایی در قطر، کویت و امارات متحده عربی). این پایگاهها در برابر حجم بالای موشکهای بالستیک و کروز ایران و همچنین پهپادهای انتحاری بسیار آسیبپذیر هستند.
در پاسخ به پرسشهای چندگانه درباره جنگ، هرگونه تحلیلی، بر پایه سناریوسازی و ارزیابی توانمندیهای نظامی و ژئوپلیتیکی استوار است و قطعیت ندارد.
وبسایت تحلیلی Responsible Statecraft که در سال ۲۰۱۹ از سوی اندیشکده آمریکایی «مؤسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه» راهاندازی شده است، در گزارشی با عنوان «ترامپ حتما این نظرسنجیها را خوانده که هنوز ایران را بمباران نکرده است» نوشته است زمانی که دولت جورج بوش در مارس ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد، آن جنگ بنا بر نظرسنجی گالوپ از حمایت ۷۲ درصدی آمریکاییها برخوردار بود. اما اگر دونالد ترامپ اکنون بخواهد جنگی علیه ایران آغاز کند، حتی به سطحی نزدیک به آن میزان حمایت هم دست نخواهد یافت؛ او حتی از نیمی از آن حمایت نیز برخوردار نیست. در واقع، امروز حتی یکچهارم آمریکاییها هم خواهان بمباران ایران از سوی او نیستند.
نظرسنجی مشترک SSRS و دانشگاه مریلند در اوایل همین ماه از شرکتکنندگان پرسید: «در شرایط کنونی، آیا با آغاز حمله ایالات متحده به ایران موافقید یا مخالف؟» تنها ۲۱ درصد پاسخدهندگان موافق بودند، ۴۹ درصد مخالفت کردند و ۳۰ درصد نیز گفتند «نمیدانم».
در میان جمهوریخواهان، با ۴۰ درصد، بیشترین تمایل به جنگ مشاهده شد؛ با این حال، ۲۵ درصد از رایدهندگان این حزب اعلام کردند مخالفاند و ۳۵ درصد نیز گفتند «نمیدانم». بنابراین حتی در حزب خود ترامپ نیز اجماع وجود ندارد و حزب دچار شکاف است. تنها ۶ درصد از دموکراتها در حال حاضر از حمله به تهران حمایت میکنند و ۲۱ درصد از مستقلها نیز از مداخله پشتیبانی کردهاند.
ترامپ تاکنون دست نگه داشته است. حتی زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل، روز چهارشنبه گذشته به کاخ سفید رفت، رئیسجمهور تاکید کرد که مایل است گفتوگو با ایران ادامه یابد.
آمریکاییها در این جنگ ۴۷ ساله برای شکست ایران اسلامی هرچه در توان داشتهاند، به کار بستهاند؛ درواقع آمریکاییها و همپیمانانشان جنگی همهجانبه علیه ایران به راه انداختهاند. این جنگ همهجانبه شامل «جنگ نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تبلیغاتی، رسانهای و سایبری» است که در اصطلاح، مجموع آن را «جنگ ترکیبی» مینامند.
در تعریف دیگر جنگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تبلیغی، رسانهای و سایبری را «جنگ نرم» و جنگ نظامی، امنیتی را «جنگ سخت» میگویند. در این جنگ، به فراخور شرایط روز جامعه جهانی و بینالمللی، سلسله عملیاتهایی از سوی آمریکا و همپیمانانش علیه جمهوری اسلامی به اجرا درآمده است. جمهوری اسلامی نیز، هم در پدافند و هم در آفند، با عملیاتهای آنان مقابله کرده است.
برخی معتقدند که آمریکا در حال وقت کشی است و برخلاف همیشه که اینگونه ادعا می شود که ایران در مذاکرات وقت کشی می کند، این بار آمریکاست که مشغول وقت کشی شده است. هدف از این وقت کشی استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه و اجماع نظر درباره نوع و زمان حمله است.
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که طرف مقابل ما آمریکا نیست، بلکه مقابله اصلی ما با اسرائیل است. درواقع نتانیاهو است که در مقابل ما قرار گرفته نه ترامپ. دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ دیداری نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. صحبت های طرفین بعد از این دیدار به وضوح نشان می دهد که اسرائیل و آمریکا درباره کارهای اجرایی پیش رو با یکدیگر به توافق رسیده اند. هشدار یا ضرب الاجل یک ماهه ترامپ در قبال ایران نیز در همین راستاست.»
تنشهای فزاینده بین واشنگتن و تهران به نظر میرسد که به طور موقت جای خود را به یک سری فعالیتهای دیپلماتیک فشرده با هدف جلوگیری از جنگ داده است.



