گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/28 10:25
شناسه : 412437
محمد حسن فیروز علیزاده ‏
در روزگاری که اقتصادهای جهان با شتابی بی‌سابقه در حال تغییرند و ‏فناوری مرزهای سنتی کسب‌وکار را جابه‌جا کرده است، کارآفرینی ‏دیگر یک انتخاب لوکس یا مسیری محدود به نخبگان نیست؛ بلکه ‏ضرورتی اجتماعی و اقتصادی است. جامعه‌ای که روحیه کارآفرینی را ‏در خود تقویت می‌کند، در حقیقت بذر امید، خلاقیت و خوداتکایی را در ‏خاک آینده می‌کارد.‏
کارآفرینی پیش از آنکه به معنای راه‌اندازی یک شرکت بزرگ یا جذب ‏سرمایه‌های کلان باشد، نوعی نگرش است؛ نگرشی که مسئله را ‏می‌بیند، برای آن راه‌حل می‌یابد و با جسارت آن را اجرا می‌کند. ‏کارآفرین کسی است که در دل محدودیت‌ها فرصت کشف می‌کند و به ‏جای گلایه از شرایط، برای تغییر آن گام برمی‌دارد. چنین رویکردی ‏می‌تواند از یک کارگاه کوچک محلی تا یک استارتاپ فناورانه گسترده ‏شود.‏
در دهه‌های اخیر، جهان شاهد ظهور شرکت‌هایی بوده که از یک ایده ‏ساده آغاز شدند و به بازیگران اصلی اقتصاد جهانی بدل گشتند. برای ‏نمونه، شرکت ‏Apple‏ از یک گاراژ کوچک آغاز کرد و امروز به یکی ‏از ارزشمندترین برندهای دنیا تبدیل شده است. یا ‏Amazon‏ که کار ‏خود را با فروش آنلاین کتاب شروع کرد و اکنون در حوزه‌های ‏متنوعی از تجارت الکترونیک تا رایانش ابری نقش‌آفرین است. این ‏نمونه‌ها نشان می‌دهد که یک ایده، اگر با پشتکار و نوآوری همراه ‏شود، می‌تواند جهان را دگرگون کند.‏

اما اهمیت کارآفرینی تنها در خلق ثروت خلاصه نمی‌شود. کارآفرینی ‏موتور اشتغال‌زایی است. هر کسب‌وکار نوپا، هرچند کوچک، می‌تواند ‏فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد کند و زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی ‏را به حرکت درآورد. در شرایطی که بیکاری یکی از چالش‌های اصلی ‏بسیاری از جوامع است، حمایت از کارآفرینان جوان می‌تواند راهکاری ‏پایدار و اثربخش باشد.‏
از سوی دیگر، کارآفرینی به تقویت سرمایه اجتماعی نیز کمک می‌کند. ‏کارآفرینان موفق اغلب به الگوهایی الهام‌بخش برای نسل جوان تبدیل ‏می‌شوند. آنان نشان می‌دهند که می‌توان با تکیه بر دانش، خلاقیت و ‏تلاش مستمر، مسیرهای تازه‌ای گشود. این فرهنگ، روحیه خودباوری ‏را در جامعه تقویت می‌کند و وابستگی به منابع محدود دولتی را کاهش ‏می‌دهد.‏
البته مسیر کارآفرینی هموار نیست. ریسک، شکست و ابهام بخش ‏جدایی‌ناپذیر این راه‌اند. بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا در سال‌های ‏نخست با چالش‌های مالی، حقوقی و بازاریابی روبه‌رو می‌شوند. اما ‏آنچه کارآفرین را متمایز می‌کند، توانایی او در یادگیری از شکست‌ها و ‏تبدیل تهدیدها به فرصت‌هاست. شکست در این مسیر نه پایان راه، ‏بلکه مرحله‌ای از فرایند رشد است.‏
نقش آموزش و سیاست‌گذاری در توسعه کارآفرینی نیز بسیار حیاتی ‏است. نظام آموزشی باید به جای تمرکز صرف بر محفوظات، ‏مهارت‌هایی چون حل مسئله، کار تیمی، خلاقیت و تفکر انتقادی را ‏پرورش دهد. همچنین نهادهای حمایتی می‌توانند با تسهیل دسترسی به ‏منابع مالی، کاهش بروکراسی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب، زمینه را ‏برای رشد کسب‌وکارهای نوپا فراهم کنند.‏

در کنار این موارد، توجه به کارآفرینی سبز و مسئولانه اهمیت ویژه‌ای ‏دارد. در جهانی که با بحران‌های زیست‌محیطی روبه‌روست، ‏کسب‌وکارهایی که به پایداری، مصرف بهینه منابع و مسئولیت اجتماعی ‏توجه دارند، آینده‌دارتر خواهند بود. کارآفرینی امروز باید همزمان به ‏سودآوری و حفظ محیط‌زیست بیندیشد.‏
روزنامه «شاخه سبز» می‌تواند با معرفی کارآفرینان موفق محلی، ‏انعکاس تجربه‌های آنان و ترویج فرهنگ نوآوری، نقش مهمی در این ‏مسیر ایفا کند. هر داستان موفقیت، جرقه‌ای است که شاید در ذهن یک ‏جوان ایده‌ای تازه روشن کند.‏
در نهایت، کارآفرینی تنها ساختن یک کسب‌وکار نیست؛ ساختن آینده‌ای ‏است که در آن امید، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری جایگزین انفعال و ‏وابستگی می‌شود. اگر بذر کارآفرینی را امروز در دل نسل جوان ‏بکاریم، فردا درختانی تنومند از اشتغال، پیشرفت و توسعه پایدار ‏خواهیم داشت.‏

پاسخی بگذارید