گروه: سایر / گزارش
تاریخ : 1404/11/28 10:47
شناسه : 412441

زهره نعلبندی
نسل جدید ایران، متولدین دهه‌های ۸۰ و ۹۰ خورشیدی، اکنون در ‏آستانه تبدیل شدن به نیروی اجتماعی و فرهنگی اصلی کشور است. ‏این نسل، که در ادبیات جهانی تحت عنوان “نسل ‏Z‏” شناخته می‌شود، ‏نه‌تنها سبک زندگی متفاوتی دارد بلکه نوعی بازتعریف رابطه با ‏جامعه، سنت و آینده را پیش می‌برد. ‏
به گزارش خبرنگار شاخه سبز، نسل جدید ایران نخستین گروهی ‏هستند که هم‌زمان در دو جهان رشد کرده‌اند جهان واقعی با ‏محدودیت‌های سنتی، و جهان دیجیتال بی‌مرز و پرسرعت. ‏
همین دوگانگی زندگی دیجیتال و واقعیت اجتماعی، شاکله اصلی رفتار ‏نسل جدید را شکل داده است.‏
در فضای ارتباطی نسل جدید، مفهوم “دوستی”، “عشق”، “همکاری” ‏و حتی “هویت” به شکل تازه‌ای معنا پیدا کرده است. ‏
شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و ...، به محل شکل‌گیری روابطی ‏تبدیل شده‌اند که اغلب کوتاه‌مدت، تجربی و بدون الزام وفاداری هستند. ‏آمارهای غیررسمی نشان می‌دهد میانگین مدت ارتباط‌های آنلاین میان ‏جوانان ایرانی به زیر سه ماه رسیده است. ‏
اما این گذرا بودن صرفا محصول ابزار نیست؛ نشانه‌ای از تغییر در ‏نوع نگاه نسل جدید به رابطه انسانی است؛ نسلی که بیش از آنکه به ‏تداوم فکر کند، به تجربه لحظه‌ای اهمیت می‌دهد.‏
تحلیل‌های روان‌شناسان اجتماعی نشان می‌دهد این رفتار، هم ناشی از ‏اضطراب زندگی در شرایط اقتصادی و سیاسی ناپایدار است، و هم ‏محصول رشد درمحیط‌های دیجیتال سریع و محرک.‏
اگر در نسل‌های پیشین، موفقیت در «جا گرفتن در مجموعه» معنا ‏می‌یافت، در نسل جدید موفقیت یعنی برجسته‌شدن فردی.‏
از نوجوانان اینفلوئنسر تا جوانانی که کسب‌وکارهای شخصی آنلاین ‏راه‌اندازی کرده‌اند، هسته مشترک رفتار آنان فردگراییِ خودساز است. ‏این رویکرد در ظاهر ممکن است خودخواهانه به نظر آید، اما در عمق ‏خود تلاشی برای بازیابی اختیار در برابر ساختارهای محدودکننده ‏اجتماعی است.‏
یکی از کارشناسان اجتماعی می‌گوید: نسل ‏Z‏ در ایران با ویژگی‌هایی ‏چون فردگرایی، وابستگی به فضای دیجیتال، و جستجوی معنا شناخته ‏می‌شود. این نسل در محیطی بزرگ شده که تنوع اطلاعات بی‌نظیری را ‏در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، از این رو آن‌ها با یک سطح بالای توقعات ‏و نیاز به ارتباطات متنوع زندگی می‌کنند.‏
نسل جدید برخلاف والدینش، به‌جای انتظار برای حمایت یا فرصت از ‏نهادهای رسمی، از طریق تولید محتوا، فریلنسینگ، طراحی، یا آموزش ‏آنلاین، سعی در ساختن مسیر مستقل خود دارد. این خودبسندگی ‏اقتصادی و فکری، نمادی از قدرت بازآفرینی اجتماعی ایران جوان ‏است.‏
با وجود دسترسی بی‌سابقه به محتوا و اطلاعات، بسیاری از جوانان ‏ایران دچار خستگی شناختی و بحران معنا شده‌اند. ‏
آن‌ها در میان هزاران تصویر، پست، و روایت از “موفقیت” و ‏‏“خوشبختی”، اغلب احساس می‌کنند مسیر مشخصی ندارند.‏
در جامعه‌ای که سرعت تغییرات فرهنگی بسیار بالا و مرز ارزش‌ها ‏مبهم است، نسل جدید در پی معنا می‌گردد — نه صرفا درآمد یا ‏شهرت.‏
نمونه‌های اخیر مانند گرایش جوانان به فعالیت‌های محیط زیستی، کار ‏داوطلبانه، یا حتی مهاجرت تحصیلی، نشانه تلاش برای یافتن جامعه‌ای ‏معنا‌محور‌تر است. از نگاه جامعه‌شناسان، این نسل بیش از هر چیز به ‏احساس تعلق و اثرگذاری واقعی نیاز دارد؛ نه فقط به دنبال دیده شدن.‏
سبک زندگی نسل جدید نه تنها در روابط بلکه در مصرف، پوشش، ‏موسیقی و تفریح نیز متحول شده است.‏
آن‌ها ترکیبی از فرهنگ جهانی و هویت ایرانی را در سبک خود ‏می‌سازند: از استفاده هم‌زمان از مانتو و کت اسپرت تا گوش دادن به ‏رپ فارسی در کنار موسیقی سنتی بازسازی‌شده.‏
عادات خرید این نسل نشان می‌دهد انتخاب‌هایشان بیش از آنکه تابع ‏قیمت باشد، تابع هویت و احساس تعلق فرهنگی است. فروشگاه‌های ‏آنلاین، برندهای شخصی در شبکه‌های اجتماعی و خرید خدمات سبک ‏زندگی (نظیر کلاس‌های یوگا و تولید محتوای شخصی)، جایگزین ‏الگوهای مصرف جمعی شده‌اند.‏
نسل جدید برخلاف نسل‌های پیشین که اعتراض یا بیان دیدگاه را در ‏محافل سنتی بیان می‌کردند، اکنون از ابزار تصویر و روایت استفاده ‏می‌کنند. پست، ویدئو و... می‌تواند نوعی کنش اجتماعی باشد.‏
در واقع، آن‌ها سیاست را نه از مسیر خطابه، بلکه از مسیر تجربه و ‏بازنمایی در فضاهای دیجیتال می‌فهمند. این ویژگی باعث شده ‏حضورشان در فضای عمومی نامحسوس اما مؤثر باشد.‏
صبح تا شب در دنیای اتصال بی‌وقفه شدن، نسلی ساخته که مرز بین ‏‏“خود واقعی” و “خود آنلاین” را از دست داده است.‏
بسیاری از مطالعات داخلی و خارجی نشان می‌دهند علائم افسردگی و ‏اضطراب میان جوانان به شدت افزایش یافته، در حالی که هم‌زمان حس ‏تعلق جمعی کاهش یافته است.‏
در شبکه‌های اجتماعی، فشار برای زیبا بودن، موفق بودن و خاص ‏بودن، باعث شده «خودنمایی» به جای «خودشناسی» بنشیند. پیامد ‏آن، افزایش رفتارهای نمایشی و نارضایتی پنهان از زندگی روزمره ‏است.‏
نسل جدید ایران در حال ساخت نوعی سبک زندگی هیبریدی است؛ ‏ترکیبی از واقعیت خاکستری جامعه و خیال رنگی اینترنت. آن‌ها از ‏سنت‌ها فاصله گرفته‌اند اما هنوز ریشه‌ای از آن در نگاهشان باقی ‏است. از یک‌سو خواهان آزادی، خلاقیت و سرعت‌اند، و از سوی دیگر ‏در جست‌وجوی ثبات، معنا و رابطه پایدار.‏
جامعه ایرانی اگر می‌خواهد با این نسل همراه شود، نیازمند تغییر در ‏شیوه گفت‌وگو و فهم متقابل است. آموزش رسمی، بازار کار، و ‏سیاست فرهنگی اگر نتوانند زبان این نسل را فهم کنند، شکاف نسلی به ‏شکاف تمدنی تبدیل خواهد شد.‏
در عین حال، قدرت خلق، انعطاف و جسارت این نسل می‌تواند موتور ‏تحول اجتماعی ایران در دهه پیش‌رو باشد — به شرطی که شنیده ‏شوند، نه صرفا دیده.‏

نسل جدید ایران، متولدین دهه‌های ۸۰ و ۹۰ خورشیدی، اکنون در ‏آستانه تبدیل شدن به نیروی اجتماعی و فرهنگی اصلی کشور است. ‏این نسل، که در ادبیات جهانی تحت عنوان “نسل ‏Z‏” شناخته می‌شود، ‏نه‌تنها سبک زندگی متفاوتی دارد بلکه نوعی بازتعریف رابطه با ‏جامعه، سنت و آینده را پیش می‌برد. ‏
به گزارش خبرنگار شاخه سبز، نسل جدید ایران نخستین گروهی ‏هستند که هم‌زمان در دو جهان رشد کرده‌اند جهان واقعی با ‏محدودیت‌های سنتی، و جهان دیجیتال بی‌مرز و پرسرعت. ‏
همین دوگانگی زندگی دیجیتال و واقعیت اجتماعی، شاکله اصلی رفتار ‏نسل جدید را شکل داده است.‏
در فضای ارتباطی نسل جدید، مفهوم “دوستی”، “عشق”، “همکاری” ‏و حتی “هویت” به شکل تازه‌ای معنا پیدا کرده است. ‏
شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و ...، به محل شکل‌گیری روابطی ‏تبدیل شده‌اند که اغلب کوتاه‌مدت، تجربی و بدون الزام وفاداری هستند. ‏آمارهای غیررسمی نشان می‌دهد میانگین مدت ارتباط‌های آنلاین میان ‏جوانان ایرانی به زیر سه ماه رسیده است. ‏
اما این گذرا بودن صرفا محصول ابزار نیست؛ نشانه‌ای از تغییر در ‏نوع نگاه نسل جدید به رابطه انسانی است؛ نسلی که بیش از آنکه به ‏تداوم فکر کند، به تجربه لحظه‌ای اهمیت می‌دهد.‏
تحلیل‌های روان‌شناسان اجتماعی نشان می‌دهد این رفتار، هم ناشی از ‏اضطراب زندگی در شرایط اقتصادی و سیاسی ناپایدار است، و هم ‏محصول رشد در
محیط‌های دیجیتال سریع و محرک.‏
اگر در نسل‌های پیشین، موفقیت در «جا گرفتن در مجموعه» معنا ‏می‌یافت، در نسل جدید موفقیت یعنی برجسته‌شدن فردی.‏
از نوجوانان اینفلوئنسر تا جوانانی که کسب‌وکارهای شخصی آنلاین ‏راه‌اندازی کرده‌اند، هسته مشترک رفتار آنان فردگراییِ خودساز است. ‏این رویکرد در ظاهر ممکن است خودخواهانه به نظر آید، اما در عمق ‏خود تلاشی برای بازیابی اختیار در برابر ساختارهای محدودکننده ‏اجتماعی است.‏
یکی از کارشناسان اجتماعی می‌گوید: نسل ‏Z‏ در ایران با ویژگی‌هایی ‏چون فردگرایی، وابستگی به فضای دیجیتال، و جستجوی معنا شناخته ‏می‌شود. این نسل در محیطی بزرگ شده که تنوع اطلاعات بی‌نظیری را ‏در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، از این رو آن‌ها با یک سطح بالای توقعات ‏و نیاز به ارتباطات متنوع زندگی می‌کنند.‏
نسل جدید برخلاف والدینش، به‌جای انتظار برای حمایت یا فرصت از ‏نهادهای رسمی، از طریق تولید محتوا، فریلنسینگ، طراحی، یا آموزش ‏آنلاین، سعی در ساختن مسیر مستقل خود دارد. این خودبسندگی ‏اقتصادی و فکری، نمادی از قدرت بازآفرینی اجتماعی ایران جوان ‏است.‏
با وجود دسترسی بی‌سابقه به محتوا و اطلاعات، بسیاری از جوانان ‏ایران دچار خستگی شناختی و بحران معنا شده‌اند. ‏
آن‌ها در میان هزاران تصویر، پست، و روایت از “موفقیت” و ‏‏“خوشبختی”، اغلب احساس می‌کنند مسیر مشخصی ندارند.‏
در جامعه‌ای که سرعت تغییرات فرهنگی بسیار بالا و مرز ارزش‌ها ‏مبهم است، نسل جدید در پی معنا می‌گردد — نه صرفا درآمد یا ‏شهرت.‏
نمونه‌های اخیر مانند گرایش جوانان به فعالیت‌های محیط زیستی، کار ‏داوطلبانه، یا حتی مهاجرت تحصیلی، نشانه تلاش برای یافتن جامعه‌ای ‏معنا‌محور‌تر است. از نگاه جامعه‌شناسان، این نسل بیش از هر چیز به ‏احساس تعلق و اثرگذاری واقعی نیاز دارد؛ نه فقط به دنبال دیده شدن.‏
سبک زندگی نسل جدید نه تنها در روابط بلکه در مصرف، پوشش، ‏موسیقی و تفریح نیز متحول شده است.‏
آن‌ها ترکیبی از فرهنگ جهانی و هویت ایرانی را در سبک خود ‏می‌سازند: از استفاده هم‌زمان از مانتو و کت اسپرت تا گوش دادن به ‏رپ فارسی در کنار موسیقی سنتی بازسازی‌شده.‏
عادات خرید این نسل نشان می‌دهد انتخاب‌هایشان بیش از آنکه تابع ‏قیمت باشد، تابع هویت و احساس تعلق فرهنگی است. فروشگاه‌های ‏آنلاین، برندهای شخصی در شبکه‌های اجتماعی و خرید خدمات سبک ‏زندگی (نظیر کلاس‌های یوگا و تولید محتوای شخصی)، جایگزین ‏الگوهای مصرف جمعی شده‌اند.‏
نسل جدید برخلاف نسل‌های پیشین که اعتراض یا بیان دیدگاه را در ‏محافل سنتی بیان می‌کردند، اکنون از ابزار تصویر و روایت استفاده ‏می‌کنند. پست، ویدئو و... می‌تواند نوعی کنش اجتماعی باشد.‏
در واقع، آن‌ها سیاست را نه از مسیر خطابه، بلکه از مسیر تجربه و ‏بازنمایی در فضاهای دیجیتال می‌فهمند. این ویژگی باعث شده ‏حضورشان در فضای عمومی نامحسوس اما مؤثر باشد.‏
صبح تا شب در دنیای اتصال بی‌وقفه شدن، نسلی ساخته که مرز بین ‏‏“خود واقعی” و “خود آنلاین” را از دست داده است.‏
بسیاری از مطالعات داخلی و خارجی نشان می‌دهند علائم افسردگی و ‏اضطراب میان جوانان به شدت افزایش یافته، در حالی که هم‌زمان حس ‏تعلق جمعی کاهش یافته است.‏
در شبکه‌های اجتماعی، فشار برای زیبا بودن، موفق بودن و خاص ‏بودن، باعث شده «خودنمایی» به جای «خودشناسی» بنشیند. پیامد ‏آن، افزایش رفتارهای نمایشی و نارضایتی پنهان از زندگی روزمره ‏است.‏
نسل جدید ایران در حال ساخت نوعی سبک زندگی هیبریدی است؛ ‏ترکیبی از واقعیت خاکستری جامعه و خیال رنگی اینترنت. آن‌ها از ‏سنت‌ها فاصله گرفته‌اند اما هنوز ریشه‌ای از آن در نگاهشان باقی ‏است. از یک‌سو خواهان آزادی، خلاقیت و سرعت‌اند، و از سوی دیگر ‏در جست‌وجوی ثبات، معنا و رابطه پایدار.‏
جامعه ایرانی اگر می‌خواهد با این نسل همراه شود، نیازمند تغییر در ‏شیوه گفت‌وگو و فهم متقابل است. آموزش رسمی، بازار کار، و ‏سیاست فرهنگی اگر نتوانند زبان این نسل را فهم کنند، شکاف نسلی به ‏شکاف تمدنی تبدیل خواهد شد.‏
در عین حال، قدرت خلق، انعطاف و جسارت این نسل می‌تواند موتور ‏تحول اجتماعی ایران در دهه پیش‌رو باشد — به شرطی که شنیده ‏شوند، نه صرفا دیده.‏

پاسخی بگذارید